تبليغاتX
Black & White


















Black & White

برای تازه شدن دیر نیست

 

 

آيا باور مي كنيد كه اين خانم 56 سال سن داشته باشد.ايزابل پريسلر مطمئنا بايد رمز جواني و پير نشدن را بداند.ايزابل پريسلر در مانيل پايتخت فيليپين به دنيا آمد .او مادر پاپ استار  بين المللي انريكه ايگلسياس مي باشد . ايزابل در 18 سالگي براي ادامه تحصيل نزد عمه و عمويش در مادريد فرستاده شد. او در كالج مري وارد مشغول به تحصيل در رشته حسابداري شد . در زمان تحصيل در يك پارتي به دوستي خانوادگي به نام خوليو ايگلسياس معرفي شد كه در آن زمان خواننده مشهوري نبود . آنها 7 ماه بعد رسما ازدواج كردند كه اين ازدواج هفت سال دوام داشت و در طي اين مدت اين زوج صاحب سه فرزند به نامهاي كابلي , خوليو ( جونيور ) و انريكه شدند.

+نوشته شده در ساعت توسط farhood | |

 

 

دنیا دو روز است . یک روز با تو یک روز علیه تو . روزی که با توست مغرور مباش روزی که علیه توست صبور باش هر دو پایان پذیر است

 لبانت که صادقانه دروغ میگویند.... چشمانت که وقیحانه راست. من احمقانه میخندم. و تو از حماقت من به وجد می آیی و ادامه میدهی

 

 

 

+نوشته شده در ساعت توسط farhood | |

salaaaaaaaaaam  khoooob hastin :D  Emrooooz Kheyli ROooooze  khooobie na   Midooonid chera chon  tavalode mane :D   22 Azar   che roooze bahali . Merc   az hame ke  yadam booodan va vasam  tabrik  goftan         

 

+نوشته شده در ساعت توسط farhood | |

زندگينامه ي گوگوش:

خانم فائقه آتشين"گوگوش"در 18 بهمن 1331شمسي مطابق با 7 فوريه 1951 ميلادي (و به نقلي ديگر در سال 1328شمسي) در خيابان سرچشمه در جنوب تهران متولد شد.

 برخي نوشته اند كه پدر او صابر و مادرش فائزه از آذربايجاني هايي بودند كه از شوروي سابق مهاجرت كرده بودند اما برخي مي گويند پدر او اهل سراب تبريز بود كه به تهران آمد و ساكن شد.

"گوگوش" كلمه اي است ارمني و نام مرد است مي گويند وقتي گوگوش خيلي كوچك بود يك خانواده ارمني همسايه آنها بودند كه پسري به نام گوگوش داشتند .خانم آتشين ،"گوگوش" از اين نام خوشش آمد و به عنوان نام هنري خود انتخاب كرد.

پدر وي هنرمند و آكروبات بود و در تماشاخانه ها به حركات آكروباتيك مي پر داخت كه در آن روزگار بسيار پرطرفدار بود و مردم از برنامه هاي او استقبال مي كردند گوگوش خردسال نيز گاهي به پدر كمك مي كرد و از اين رو در دو سه سالگي روي صحنه رفتن را تجربه كرد.

پدر گوگوش او را به هنر موسيقي و اجرا تشويق مي كرد

آثار نبوغ و استعداد در همان كودكي در گوگوش هويدا بود و همه را به تحسين وا مي داشت.

گوگوش از دوران خردسالي در راديو و تلويزيون هنرمندي مي كرد.

ترانه هايي كه با صداي كودكانه و سيماي معصوم و زيبايش در برنامه هاي راديو و تلويزيون مي خواند بسيار دلنشين و پر طرفدار بود .

زمان سپري شد و دوران نوجواني و جواني وي فرا رسيد .او دختري زيبا و خوش اندام بود و استعداد و نبوغ او در موسيقي و هنر با سالها تمرين و تجربه عجين شد و گوگوش را به يكي از محبوبترين خوانندگان تاريخ موسيقي ايران تبديل كرد و حتي اين شهرت و محبوبيت از ايران نيز پا فراتر گذاشت و در سر تاسر جهان به خصوص تاجيكستان نيز كشيده شد .

برخي او را "شاه ماهي موسيقي ايران " ناميده اند.

زندگي كمتر هنرمندي در تاريخ موسيقي ايران اين چنين افتخار آميز اما پر فراز و نشيب بوده است،

مابقي زندگي هنري گوگوش و زنگي شخصي او را مانند گزارشي اراثه مي گردد.

 وي براي اولين بار با بهروز وثوقي بازيگر معروف و بار ديگر با مسعود كيميايي كارگردان مشهور ايراني ازدواج كرد و همچنين مادر خواننده جوان "كامبيز"است.

گوگوش علاوه بر خوانندگي بازيگر توانايي بود ودر فيلمهاي مشهوري چون

بيم و اميد

گدايان تهران

ستاره هفت آسمون

سه ديوانه

پنجره

احساس داغ

بي تا

ممل امريكايي

شب غريبان

همسفر

ماه عسل

نازنين

در امتداد شب

امشب اشكي مي ريزد

هنرمندي كرد.

 خوانندگي گوگوش دچار وقفه شد و در سال 1379 او دوباره در كانادا خوانندگي كرد.

هنوز بخش مهمي از زندگي هنري گوگوش ناگفته باقي مانده و آن سبك و نقش او در موسيقي و خوانندگي است و تاثيري كه بردلها گذاشت.

 آفاي محمود خوشنام كارشناس موسيقي در اين مورد مي گويد: " گوگوش به يقين چهره ي استثنائي موسيقي پاپ ايران است. او تنها صداي خوش ندارد. دريافت شعر و آهنگ و تفسير سازگار آن ها از مهارت هاي ويژه ي او است. به جرات مي توان گفت كه در طي 40 سالي كه از حضور او بر صحنه ي مو سيقي پاپ ايران مي گذرد همتاي همسنگي پيدا نكرده است. آن ها نيز كه از او تقليد كرده اند در همان حد مقلد باقي مانده اند!"

مرحوم محي الدين عالم پور نويسنده كتاب "روزگار تلخ و شيرين گوگوش"(شرح زندگي هنري و شخصي گوگوش )و كسي كه در دوران وقفه خوانندگي گوگوش از تاجيكستان به ايران امد و درباره زندگي اش با او مصاحبه كرد:

 "گوگوش خدمتش را در راه هنر انجام داد خيلي صادقانه از ته دل و صميمانه و بدون ريا.او مكتب هنري ويژه خود را ايجاد كرد تكميل نمود زيرا از سه سالگي روي صحنه بود آواز خواند نقش آفريد و روح مردم را با صداي دلنشينش نوازش داد و به دل و ديده مردم نشست.سعادت خودش وبهترين سالهاي زندگي اش را براي هنر قرباني كردو به قله مقصود رسيد بلي رسيد و اكنون بايد در اين قله پيروزي جاودان بماند"

 

+نوشته شده در ساعت توسط farhood | |

قونقا , اولين تراموي اسبي ايران در تبريز

در آغاز سده چهارده هجري ، در تبريز نيز مانند ديگر شهرهاي مهم كشور، اقداماتي در جهت تغيير سيماي كالبدي آن از يك شهر سنتي به شهري امروزي صورت مي گيرد. نخستين اقدام در اين زمينه، احداث خيابان هاي عريض و مستقيم اتومبيل رو است. نخستين خيابان احداث شده در تبريز ، خياباني است كه هم اكنون به نام «امام خميني» (ره) ناميده مي شود و به عنوان مسير ارتباطي ميان جاده تهران تبريز و تبريز مراغه ، از حوالي چهارراه منصور تا ميدان »قونقا باشي« كشيده شده است. اين خيابان از شمال محوطه «مسجد (ارك) عليشاه» مي گذرد و از دروازه هاي نوبر و مهادمهين همراه با بخش جنوبي باروي شهر در مسير آن قرار داشته اند.
قونقا يا تراموا گونه اي از قطار شهري است كه ۱۷۵ سال قبل ابتدا در اتريش و به طور همزمان در روسيه به كار افتاد. سپس در سراسر دنيا متداول شد. مكانيزم اين وسيله نقليه جمعي در سراسر دنيا يكسان بود، تنها تفاوت آنها در شكل ظاهري شان خلاصه مي شد. در تبريز كه نخستين شهري در ايران بود كه صاحب چنين سيستم حمل و نقل شهري شد و راه اندازي آن به حدود دوران جنگ جهاني اول سال ۱۲۸۰ شمسي باز مي گردد ، اين تراموا به همت و پايمردي قاسم خان والي كه بعدها نخستين شهردار تبريز شد در تبريز به راه افتاد. همزمان با راه اندازي قونقاي تبريز ،تحولي بزرگ در حمل و نقل اين شهر به وجود آمد.
«قونقاباشي» نام محل و ميداني در تبريز است كه در ضلع جنوب غربي باغ گلستان در اول خياباني واقع شده است كه منتهي به ايستگاه راه آهن مي شود. اين ميدان مبدا حركت تراموا بود. خط واگن اسبي تبريز ، براي انتقال مسافران از شهر به »واغزال« (ايستگاه راه آهن) ، كه در بيرون از شهر و در سمت غرب قرار داشت احداث شده بود . واغزال ، نام روسي ايستگاه راه آهن تبريز - جلفا است كه در فاصله سال هاي ۱۲۹۵-۱۲۹۰ ش(۱۹۱۶-۱۹۱۱ م) ، با سرمايه بانك اسقراضي روس احداث شد . واژه هاي »قونقا باشي« و »واغزال« هنوز هم در گفتگوي روزمره مردم تبريز به كار مي رود. از اين پس تبريزي ها هر وقت از ميدان قونقا عبور كنند تبلور ياد و خاطره گذشته ميدان را با استناد به هويت تاريخي آن خواهند ديد...
خاطره اي زيبا را از شانه هاي تاريخ بر تعلق خاطري عميق از گذشتگان خويش بر ميداني مي نگريم كه روزي چشمان منتظر، هيجاني تازه بر عبور پرغرور اسباني، پيشاپيش واگني كوچك، سايش چرخ ها را تجربه مي كردند. اولين وسيله نقليه عمومي در سال ۱۲۸۰ در ميان مردمي صميمي نقطه آغاز خويش را برتجلي تعريفي جديد بر فضاي شهر پشت سر مي گذارد. تداوم ريل ها، چرخش دور ميدان، كودكاني پر هياهو كه همبازي جديد خويش را صدا مي زنند.
همه و همه حاكي از القاي زندگي دوباره به ميدان مي باشند. تعريف نو بر مسيرهاي حركتي، نوع دسترسي ها حتي تبيين هويتي جديد بر اين قسمت از شهر بر تعلق خاطر افراد مي افزايد. نمادي متحرك كه سلسله فعاليت هاي جديدي را در اطراف مسير تعريف مي كند. به نام اولين ترامواي ايران اين ميدان «قونقا» نام گذاري مي شود. يك قرن مي گذرد و ياد و خاطره ميدان كمرنگ تر مي شود، ولي با همكاري شهرداري منطقه يك تبريز به دستان تواناي استاد احدحسيني خاطره ها زنده مي شوند. در ميان چندين پيشنهاد مختلف در قالب هايي انتزاعي تراموايي قديمي در تداوم مسير ميدان قونقا همراه مسافران خود گذشته اي نه چندان دورتر را با حسي جديد و ساختاري متفاوت بر ذهنيات مردم تكرار مي كند.
خدمتي بزرگ بر تداوم رد پاي گذشتگان بر پهنه شهر، حسي جديد را بر درك فضاي ميدان و جداره جنوبي پارك باغ گلستان بر جمعيتي كه مي گذرند با تعلق خاطري عميق به مجسمه قونقا مي نگرند، ديدي نوستالوژيك بر يك قرن گذشته، كه در عين سادگي خويش مفاهيمي از تاريخ فرهنگ مردم تبريز را به روايتي شيرين نقل مي كند. مردمي كه در اين ضلع حركت مي كنند دستفروشان و دوره گرداني كه اين مسير را جهت فعاليت خويش انتخاب مي كنند.
مطالعه اتفاقات رويدادهاي تاريخي هر كدام از مناطق قديمي شهر، تحليلي دقيق و تصميم گيري مناسب بر ميادين گذرگاه ها، در عين اينكه نقش نمادي ساده را بر عهده مي گيرند، مي توانند ما را دوباره زنده كنند.
تاثير عميق بر فضاهاي جديد شهري حتي بر حال و هواي مردمي كه مقتضيات زندگي مدرن آنان را به انزوا كشانده است، فضاهاي جمعي مختلفي كه در گوشه كنار ميدان در حال شكل گرفتن هستند همه حاكي از نياز جديد به كاربري هاي متفاوت در كناره هاي ميدان است.
كشيدگي خيابان امام خميني از چهارراه شريعي به باغ گلستان، محور فرهنگي هنري شهر تبريز را در مجاورت سينماها و محله تاريخي پاساژ يادآور مي شود. جنگ جهاني دوم، ورود ملت هاي اروپايي، شكل گيري فضاهاي جمعي جديد همچون اولين تئاتر شهر، (ساختمان اسكلت فلزي تبريز) مدرسه فرانسوي ها و بزرگترين كليساي شهر (كليساي حضرت مريم) بستري مناسب براي رشد انديشه و هنر در شهر تبريز ايجاد مي كند. به خصوص دهه هاي ۴۰ و۵۰ اوج رونق باغ گلستان و محافل بحث گفت و گوي قشر فرهيخته شهر تبريز بوده است. شايد غايتي لازم بود بر تداوم فضاي فرهنگي شهر كه رفته رفته ما را به وقايع خاطرات گذشته رهنمون شود.
حركتي ساده و پر معنا كه مي تواند در مناطق مختلف شهر نيز به اجرا درآمده و در شكل گيري تعريف فضاي اجتماعي، اقتصادي جامعه نقش مهمي را ايفا كند.
"
احد حسيني" كه يكي از مجسمه‌سازان كشورمان است، مجسمه‌ي "قونقا" را در آخرين ماه‌هاي دهه‌ي هفتاد در تبريز ساخت. خياباني كه اين مجسمه را اكنون در خود جاي داده، بلوار امام خميني نام گرفته است كه يك سرش به چهار راه شهناز مي‌رسد و از طرف ديگر نيز تا راه‌آهن امتداد دارد.

"قونقا" كه يك كلمه‌ي روسي است، به معناي واگني روي ريل است كه با اسب كشيده مي‌شود. محلي كه اين مجسمه در آن واقع است نيز هم‌اكنون با نام "قونقاباشي" يا همان ميدان قونقا خوانده مي‌شود. در واقع در سال‌هاي حضور روس‌ها در تبريز، اين شهر ريل آهني‌اي داشته كه واگنش با اسب كشيده مي‌شد و روس‌ها از آن براي حمل اسلحه و مهمات استفاده مي‌كردند. ساختن اين مجسمه نيز به بهانه‌ي افتتاح نخستين راه‌آهن ايران در تبريز به احد حسيني سپرده مي‌شود و اين هنرمند نيز با ظرافتي ستودني، "قونقا" را از فايبرگلاس مي‌سازد. 

اين هنر دست احد حسيني سال‌هاست كه سربلند و مقاوم در چهارفصل سالِ شهر تبريز، خود را به مردمك چشم عابران پياده يا سواره‌ي اين شهر مي‌كوباند. 

عكس بالا از علي‌حامد حق‌دوست، عكاس جوان تبريزي است. اطلاعات اين پست را نيز غلامرضا رزمي، شاعر جوان تبريزي در اختيارم گذاشت.

منبع : وبلاگ يوسفي و ناخوانا

عکسهایی از این تراموی در ادامه ی مطلب


ادامه مطلب

+نوشته شده در ساعت توسط farhood | |

 

 

ترين هاي خيابان هاي دنيا در ادامه ی مطلب


ادامه مطلب

+نوشته شده در ساعت توسط farhood | |

پوشيدن چكمه بلند، كاپشن كوتاه و كلاه بدون روسري براي خانم‌ها ممنوع شد

فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ گفت: با توجه به شرايط خاص نوع پوشش در فصل پاييز و زمستان، بزودي طرح برخورد با بدحجابي، بدپوششي و پوشش نامناسب زمستاني در تهران به اجرا درمي‌آيد.
سرداراحمدرضا رادان روزشنبه (10 آذر) در جمع خبرنگاران افزود: اجراي اين طرح در راستاي ادامه طرح ارتقاي امنيت اجتماعي در دستور كار "فاتب" قرار گرفته است.
وي تصريح كرد: دراين طرح باهمه كساني كه ازچكمه‌هاي بلند و شلوارهاي تنگ و چسبان استفاده مي‌كنند برخورد مي‌شود.
وي اظهارداشت: پوشيدن لباس و مانتوهاي تنگ و چسبان، استفاده از چكمه‌هاي بلند و شلوارهاي كوتاه كه داخل چكمه باشد،روسري و شال‌هاي كوتاه كه موي سر را نپوشاند و مغاير با پوشش اسلامي باشد ممنوع و پليس با استفاده‌كنندگان برخورد مي‌كند.
وي تاكيدكرد: استفاده از كاپشن‌هاي كوتاه ومانتوهاي كوتاه وتنگ كه حداقل تا زانو را نپوشاند نيز مشمول اجراي طرح برخورد بدحجابي و بدپوششي قرار مي‌گيرد.
فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ گفت: همه كساني كه از كاپشن كوتاه استفاده مي‌كنند بايد حتما زير آن مانتو بلند بپوشند درغيراين صورت باآنها برخورد مي‌شود.
سردار رادان خاطرنشان كرد:اجراي اين طرح ازاوايل هفته آينده بصورت گسترده در همه مناطق تهران بزرگ آغاز و باهرنوع پوشش نامناسب فصل زمستان و پاييز برخورد قاطع مي‌شود.
به گفته وي، استفاده از كلاه بدون روسري و مقنعه نيز ممنوع بوده و باهمه كساني كه از اين نوع پوشش استفاده نمايند برخورد مي‌كنيم.

+نوشته شده در ساعت توسط farhood | |

در واكنش به سخنان اعلمي در زنجان

مجتهد شبستري:مردم ولايت‌مدار آذربايجان به توهين مذهبي واكنش مناسب نشان خواهند داد

خبرگزاري فارس: نماينده ولي فقيه در استان آذربايجان شرقي گفت: قطعاً مردم ولايت مدار آذربايجان نسبت به توهين‌هايي كه به مقدسات مذهبي آنان صورت مي‌گيرد،واكنش مناسب نشان خواهند داد.

 

به گزارش خبرگزاري فارس از تبريز، محسن مجتهد شبستري امروز در پايان درس خارج خود و در جمع روحانيون و علمايي كه در محكوميت سخنان اكبر اعلمي در مسجد جامع تبريز تجمع كرده بودند، افزود: متاسفانه يكي از نمايندگان تبريز جديداً در يك سخنراني با بيان اين كه به عملكرد دولت‌هاي گذشته و فعلي انتقادهايي دارد گفته است كه حتي اگر امام حسين(ع) هم كابينه تشكيل دهد و با معيارهاي من مطابقت نداشته باشد و از قانون اساسي عدول كند او را هم به مجلس مي‌كشانم، كه اين امرجاي تاسف دارد.
وي اضافه كرد: اين نماينده مجلس متاسفانه بيش از اين نيز به مقام ولايت فقيه تعدي كرده و عنوان داشته بود كه ولي فقيه تنها زائيده فكر و انديشه امام راحل و مرحوم نراقي است.
شبستري سپس اظهار داشت: جاي تاسف است كه اين نماينده اين بار پا را فراتر نهاده و جرات كرده و به ساحت مقدس امام حسين(ع) توهين كرده است.
نماينده ولي فقيه در استان آذربايجان شرقي خاطر نشان كرد: اين فرد اين بار امام معصوم را هم رديف يك رئيس جمهوري قرار داده و در سخنانش طوري وانمود كرده كه قانون اساسي مقدم بر نظرات امام سوم شيعيان است.
شبستري همچنين اظهار داشت: اين قبيل صحبت كردن اهانت آشكار به قلوب مردم ولايت مدار است و قلب‌هاي شيعيان را جريحه‌دار كرده و اگر از روي غفلت و ناداني هم باشد جسارت بزرگي شده است.
وي تاكيد كرد: به اين نماينده تذكر مي‌دهم اگر اين سخنان به وي نسبت ندارد تكذيب كند و اگر دارد از عاشقان امام حسين(ع) بايد عذرخواهي كند و در غيرت اين صورت مردم ولايت‌مدار آذربايجان قطعاً واكنش مناسب نشان خواهند داد.
امام جمعه تبريز در ادامه سخنان خود با بيان اينكه انتقاد حد و مرزي دارد، تصريح كرد: اينكه اين نماينده عنوان كرده اگر مجلس ما مقتدر بود به عدم كفايت سياسي رئيس جمهور راي مي داد، با فرمايشات مقام معظم رهبري مغايرت دارد.
وي خاطر نشان كرد: انتقاد بايد آموزنده بوده و هيچ وقت نبايد به معناي تضعيف دولت دست به انتقاد غير منصفانه برد.
گزارش خبرنگار فارس حاكي است، اكبر اعلمي نماينده مردم تبريز، آذرشهر و اسكو در مجلس شوراي اسلامي در 9 آذرماه در جمع اصلاح طلبان در زنجان گفته بود از دولت امام حسين هم با معيارهاي خودم انتقاد مي كنم و مقلدوار عمل نكرده و كابينه‌اش را به مجلس مي‌كشم.
وي در اين سخنراني به انتقادهاي تند و شديد از احمدي نژاد پرداخته و گفته بود: زمان خاتمي هم انتقاد مي‌كرديم.
اعلمي خاطرنشان كرده بود: امروز هم انتقاد مي‌كنم، من يك معيار دارم آقاي خاتمي كه ببخشيد، امام حسين (ع) هم فردا بيايد اينجا كابينه تشكيل بدهد،براساس معيارهايي كه خودم دارم و به تشخيص خودم، چون قسم خورده‌ام كه از حقوق ملت و از منابع ملي دفاع كنم، مقلدوار عمل نمي‌كنم.
انتهاي پيام/ع

+نوشته شده در ساعت توسط farhood | |

 

 

Ahange Jadide Saeed Asayesh   ( mesle gabli khooob nis  )    Albate be nazare man

 

Saeed Asayesh - Tala   [128] [64] [24]       

 

Inam  Albome  Jadide  Bita   

 

01 Mesle Man   [128] [64] [24]

02 Yadam Raft   [128] [64] [24]

03 Gonah   [128] [64] [24]

04 Shekayat   [128] [64] [24]

05 Hads Bezan   [128] [64] [24]

06 To Ra Moroor Mikonam   [128] [64] [24]

07 Parastesh   [128] [64] [24]

08 Delam Nemikhad Toro   [128] [64] [24]

09 Nafas   [128] [64] [24]

10 Mesle Man (Music)   [128] [64] [24]

                         

+نوشته شده در ساعت توسط farhood | |

ميميرم مرا در تابوت سياهي بگزاريد تا همه بدانند در تاريكي به سر مي برده ام دستهايم را از تابوت بيرون بگزاريد تا همه بدانند به آنچه مي خواستم نرسيدم چشمهايم را باز بگزاريد تا همه بدانند چشم انتظار از دنيا رفته ام روي قبرم تكه يخي بگزاريد تا مثل باران برايم اشك ريزد و روي سنگ قبرم چيزي ننويسيد تا همه فراموشم كنند...

 

عشق کنار هم ایستادن زیر باران نیست...!!! عشق این است که یکی برای دیگری چتر شود و دیگری هرگز نفهمد چرا خیس نشد

 

سر گشته ام از این همه راهی که ندارم گاهی که تو را دارم و گاهی که ندارم من مانده ام و لایق تیغی که نبودم من مانده ام و فرصت آهی که ندارم

 

ویلیام شكسپیر میگه : زمانی كه فكر می كنی تو 7 تا آسمون 1 ستاره هم نداری یكی یه گوشه دنیا هست كه واسه دیدنت لحظه شماری می كنه...

 

 

+نوشته شده در ساعت توسط farhood | |

وقتي خاطره هاي آدم زياد ميشه ديوار اتاقش پر عکس ميشه اما هميشه دلت واسه اوني تنگ ميشه که نميتوني عکسشو به ديوار بزني

+نوشته شده در ساعت توسط farhood | |

پخش سريال حلقه سبز را متوقف كنيد!

اعتراض متخصصان پيوند به اشتباهات پزشكي فاحش مطرح شده در سريال «حلقه سبز»، ساخته ابراهيم حاتمي‌كيا، همچنان ادامه دارد.

اين اعتراض البته دلايل دردناكي دارد. شواهد، نشان‌دهنده كم شدن اعتماد مردم به سامانه پيوند و افزايش آسيب‌هاي رواني براي خانواده‌هايي است كه اعضاي بدن عزيزانشان را اهدا كرده‌اند و كاهش تمايل براي اهدا در طول چند‌هفته‌اي است كه از پخش اين سريال مي‌گذرد.

اهداي اعضاي بدن پس از مرگ مغزي، مقوله‌اي است كه در چند سال اخير، با تلاش و اطلاع رساني متوليان امر پيوند، رشد مناسبي داشته و مراسمي نظير جشن نفس كه
هر ساله در زادروز حضرت فاطمه(س) برگزار مي‌شود، سبب شده بود تا رشدي بي‌سابقه در مشاركت‌هاي مردمي براي اهداي اعضا به‌وجود بيايد.

تنها در چند ماه ابتداي سال 86، حدود 67 هزار نفر در سايت اهداي عضو (www.iran-ehda.com) ثبت‌نام كرده بودند و بر اساس برآورد‌هاي كارشناسان، بعد از جشن نفس امسال، هر 4 ساعت 40 نفر عضو جديد به اين سايت مي‌پيوستند؛ اماخبر ناخوشايندي كه دست اندركاران پيوند را بسيار شوكه كرده است، آماري تازه در مورد پشيمان شدن افرادي كه فرم اهدا پر كرده بودند، در ماه گذشته و هم زمان با پخش سريال حلقه سبز است.

به گفته مسئولان سايت مذكور، آمار پشيماني از ثبت نام برا ي اهداي عضو كه پيش از اين به يك مورد در هر 2 ماه هم نمي‌رسيد، در ماه گذشته به 11 مورد در يك ماه رسيده است؛ به اين معنا كه درماه گذشته، 11 نفر از افرادي كه پيش از اين فرم اهداي اعضا پس از مرگ را پر كرده بودند، درمراحل نهايي كه منجر به صدور كارت مي‌شود، دوباره سراغ فرم هايشان رفته‌اند و در توضيح لغو كردن فرم اهدا  آورده‌اند كه: «با عرض معذرت، از اهداي اعضا پشيمان شده ام!»

به گفته مسئولان مركز پيوند عضو در بيمارستان مسيح دانشوري كه اداره‌كننده اين سايت هستند، به‌نظر مي‌رسد بسياري از افراد با استناد به سريال حلقه سبز، نسبت به اين كار تجديد نظر كرده‌اند؛ سريالي كه در آن تشخيص مرگ مغزي غيرعلمي نشان داده مي‌شود، پارتي بازي در زمينه انتخاب گيرنده صورت مي‌گيرد و گفته مي‌شود روح اهداكنندگان پس از اهدا در رنج خواهد بود!

اعتراض در خانه ملت

در هفته گذشته، نمايندگان مجلس شوراي اسلامي نيز به ادامه پخش اين سريال اعتراض كردند.

بيژن شهبازخاني، عضو كميسيون بهداشت و درمان مجلس، در اين رابطه به همشهري مي‌گويد: در سريال حلقه سبز، افراط زيادي ديده مي‌شود و به‌نظر مي‌رسد، كار كارشناسي در اين زمينه انجام نشده است، چرا كه آنچه به تصوير كشيده شده، نشان از اهداي به زور و بدون رضايت اعضا از فردي مجهول الهويه است كه به هيچ وجه پايه‌هاي علمي ندارد و صحيح نيست.

وي با بيان اين‌كه پخش چنين برنامه‌هايي، قطعا اطرافيان اهدا‌كنندگان را تحت‌تأثير قرارمي دهد، مي‌گويد: با وضعيت كمبود اهدا كننده‌ كه در ايران داريم و تمام تلاش مسئولان در جهت آشنايي مردم با اتفاقي است كه به زندگي دوباره بخشيدن به چندين نفر منجر مي‌شود، مفاهيمي كه در اين سريال منتقل مي‌شود، چندان درست به‌نظر نمي‌رسد و تصورمن اين است كه پخش اين سريال يا بايد متوقف شود يا اصلاحات اساسي در آن صورت گيرد.

نكته قابل توجه ديگري كه شهبازخاني به آن اشاره مي‌كند و از نقاط ضعف اين سريال هم به شمار مي‌آيد، اين است كه قسمتي از اتفاقاتي كه در اين سريال و در راستاي نارضايتي دهنده براي اهداي عضو رخ مي‌دهد، تنها از طريق ارتباط نويسنده اين سريال با ماوراءالطبيعه امكان پذير است.

به گفته شهبازخاني، اگرچنين ارتباطي وجود ندارد، چطور مي‌توان وضعيت دقيق و نارضايتي اين فردرا با جزئيات براي بينندگان تشريح كرد؟

تهديد امنيت رواني

دكتر كتايون نجفي زاده، رئيس واحد فراهم آوري اعضاي پيوندي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي درراستاي آسيب‌هاي رواني كه پخش اين سريال براي خانواده دهندگان عضو به ارمغان مي‌آورد، به نكته بسيار برجسته ديگري اشاره مي‌كند و آن ترديد روح فردي است كه قرار بر اهداي اعضاي بدنش است.

او مي‌گويد: اين مسئله مشكل پيچيده‌اي را به وجود آورده است كه خانواده اين عزيزان مدام از خود سؤال كنند، آيا دختر يا پسر ما راضي بود تا قلب، ريه، كليه يا... به فلان بيمار پيوند زده شود و اين به تنهايي براي به ويراني كشيدن ته مانده‌هاي امنيت رواني كساني كه دختر يا پسر جوان خود را به ناگاه از دست داده اند، كفايت مي‌كند.

و باز هم سؤالي كه بي‌پاسخ مي‌ماند، ميزان توجه دست اندركاران پخش سريال از شبكه پربيننده‌اي نظير شبكه سوم سيماست و اينكه چه چيز مهم‌تر از پايمال شدن تلاش مسئولان امر پيوند در تمام سال‌هاي گذشته وجود دارد كه جلوي پخش اين سريال گرفته نمي‌شود و حتي مسئولان واكنشي هم نسبت به اين اعتراضات نشان نمي‌دهند؟

به‌رغم توجه برنامه‌سازان تلويزيون در چند سال گذشته نسبت به فضاهاي بيمارستاني و مسائل پزشكان و بيماران و به‌رغم اين كه فضاي بسياري از سريال‌هاي تلويزيوني در يكي‌- دو سال اخير، چنين محيط‌هايي بوده است، اما آنچه مورد غفلت واقع شده، واقعيت‌هاي پنهان و پيدا در چنين فضاهايي است. گويا هنرمندان تنها آنچه را خود بخواهند و همان‌طور كه بخواهند مي‌بينند و هيچ كس هم اعتراضي ندارد.

+نوشته شده در ساعت توسط farhood | |

تصویری از اولین برف پاییزی در  تبریز

        یاشاسین آدربایجان

 

 

 

+نوشته شده در ساعت توسط farhood | |

 

 

 مغرورانه اشك ريختيم چه مغرورانه سكوت كرديم چه مغرورانه التماس كرديم چه مغرورانه از هم گريختيم غرور هديه شيطان بود و عشق هديه خداوند هديه شيطان را به هم تقديم كرديم هديه خداوند را از هم پنهان كرديم .

+نوشته شده در ساعت توسط farhood | |

اي رفيق مهربان هرشب دعايت ميكنم گر ندارم ثروتي جانم فدايت ميكنم

 

 

عزيزم، بوسم ميدی . بوسم ميدی . بوسم ميدی . بوسم ميدی . بوسم ميدی خيلی بو سم ميدی، سم پاشی می كردی؟

+نوشته شده در ساعت توسط farhood | |