|
امروز متن آهنگ بسیار معروف متالیکا رو براتون میذارم
امیدوارم خوشتون بیاد: Nothing else matters So close no matter how far Never opened myself this way Trust I seek and I find in you Never cared for what they do So close no matter how far Never cared for what they do Never opened myself this way Trust I seek and I find in you Never cared for what they say So close no matter how far
سفر كريس دي برگ به ايران , روياي اجراي شب هاي تهران سلام، صبح بخير، اسم من كريس دي برگ، فارسي من بد است. من بايد فارسي را بيشتر تمرين كنم.» اينها اولين جملات خواننده مشهور انگليسي تبار زاده آرژانتين و ساكن فعلي ايرلند است كه ديروز صبح در مواجهه با خبرنگاران ايراني و خارجي بيان كرد. كريس دي برگ كه از دوشنبه شب به منظور «آشنايي با مردم ايران و بررسي امكان اجراي يك كنسرت مشترك با گروه آريان» به تهران سفر كرده است ديروز مقابل خبرنگاران ايراني و خارجي مستقر در تهران قرار گرفت تا پاسخگوي سوالات آنها درباره سفرش به تهران، اجراي مشتركش با گروه آريان و امكان برگزاري كنسرت در ايران باشد. او در سراسر اين نشست رسانه يي بارها از علاقه اش به ايران و آرزوي سفر به اين كشور صحبت كرد و گفت كه از زمان كودكي روياي سفر به ايران و ديدار از اين سرزمين قديمي را داشته و حالا خوشحال است كه اين آرزو به وقوع پيوسته است. مسوولان شركت ترانه شرقي كه مديريت گروه آريان را بر عهده دارند مدت دو روز گذشته مقابل سوالات خبرنگاران درباره حضور كريس دي برگ در ايران سكوت و حتي آن را رد كرده بودند و ظاهراً در اين مدت قصد داشتند در سكوت خبري امكان مواجهه مستقيم دي برگ را با مردم عادي و ديدار از شهر تهران بدون جنجال هاي رسانه يي فراهم كنند. هر چند از چند روز قبل، حضور دي برگ در تهران براي بسياري قطعي شده بود اما ظاهراً به مانند ديگر چهره هاي فرهنگي و هنري مشهور جهان كنجكاوي و پيگيري هاي قبلي درباره قطعيت حضور او در ايران ميان خبرنگاران وجود نداشت. اين چنين بود كه در دو روز گذشته دي برگ فرصت داشت با خيال آسوده به «موزه ملي ايران» برود يا در «رستوران ياس» همراه مردم غذا بخورد و با استقبال آنها هم مواجه شود. اين نكات در صحبت هاي ديروز او هم منعكس شد، وقتي خبرنگاران از ديدارش از ايران و نظرش درباره آن سوال مي كردند و دي برگ تهران را از لس آنجلس و لندن امن تر معرفي مي كرد و مي گفت احساس حضور يك دولت قدرتمند و ناظر را ندارد. او درباره دلايل آمدنش به تهران و اجراي مشترك قطعه يي با گروه آريان با نام «The Words I love you» گفت؛ «من طرفدار بشريت هستم و وقايع را از ديد رسانه ها نگاه نمي كنم. سياست جدا از مردم است. بسياري قبل از آمدن به ايران مرا از اين سفر نهي مي كردند اما من به آنها مي گفتم شما براي ايجاد تغيير در شرايط فعلي چه كاري انجام مي دهيد. من براي مردم ايران به اين كشور آمده ام. همان طور كه پس از جنگ هاي داخلي لبنان هم به آن كشور سفر كردم.» او گفت مي داند طرفداران زيادي در ايران دارد و اين را از انبوه مراجعه كنندگان ايراني به سايتش و نامه هاي آنها فهميده است. محسن رجب پور مدير گروه آريان و ميزبان كريس دي برگ در سفر به ايران در اين نشست رسانه يي در مقابل سوالات انبوه خبرنگاران درباره احتمال برگزاري كنسرت دي برگ در تهران و اجازه مسوولان وزارت ارشاد توضيح داد كه ابتدا قصد داشتند كنسرت را همزمان با عرضه آلبوم جديد آريان كه در آن دي برگ قطعه يي را به طور مشترك با اين گروه اجرا كرده، برگزار كنند، اما انتشار آلبوم به تاخير افتاد و همين برگزاري كنسرت را هم در زمان پيش بيني شده بر هم زد. به گفته رجب پور بخشي از سفر دي برگ و مدير برنامه هايش براي بازديد از امكانات سالن ها و محل هاي مستعد تهران براي برگزاري كنسرت بوده و بعد از بازگشت دي برگ و مشخص شدن قطعي زمان كنسرت فعاليت ها براي اخذ مجوز آغاز خواهد شد. به گفته رجب پور زمان احتمالي برگزاري اين كنسرت در پاييز امسال (اكتبر و نوامبر 2008) خواهد بود و در آن گروه آريان و كريس دي برگ به طور جداگانه هشت قطعه را اجرا خواهند كرد و در بخش پاياني هم قطعات مشترك كريس دي برگ و گروه آريان اجرا خواهد شد. رجب پور در مقابل اين سوال خبرنگار اعتماد كه آيا نهاد يا شخص خاصي در راستاي سفر كريس دي برگ به تهران فعاليت يا توصيه يي داشتند، صرفاً مقامات مسوول در دفتر موسيقي وزارت ارشاد را به عنوان مقامات رسمي طرف مذاكره معرفي كرد و گفت اين افراد هم هيچ كدام توصيه يا فعاليتي در آوردن دي برگ به تهران نداشتند و وي صرفاً با دعوت شركت ترانه شرقي به تهران آمده است. او البته درباره احتمال صدور مجوز كنسرت، خبرنگاران را به صحبت محمدحسين احمدي مديركل دفتر موسيقي وزارت ارشاد با يكي از خبرنگاران در چند ماه پيش ارجاع داد كه در آن احمدي گفته بود مشكلي براي اجراي كنسرت كريس دي برگ با گروه آريان در ايران وجود ندارد. كريس دي برگ درباره دلايل همكاري با گروه آريان گفت بعد از دريافت پيام دعوت شركت ترانه شرقي براي همكاري به موسيقي آنها گوش داده و احساس كرده اين نوع موسيقي يك حوزه جديد در فعاليت هاي او خواهد بود. كريس دي برگ تاكيد كرد در مدت حضورش در تهران با موسيقي سنتي ايران هم در زمان ترافيك هاي سنگين شهري برخورد داشته و كارهايي از شجريان، عليزاده و كلهر را گوش داده و لذت برده است. او هنر موسيقي را منشاء رشد و نمو انسان در تمام مراحل زندگي دانست و گفت اجراي احتمالي كنسرتش در تهران يكي از شب هاي رويايي اش خواهد بود و ممكن است مانند ترانه هايي كه درباره شب هاي بيروت داشته درباره شب هاي تهران هم آهنگ بسازد. كريس دي برگ و رجب پور هر دو تاكيد كردند در كنسرت احتمالي شان رعايت قوانين و مقررات را خواهند كرد و اجرايي متناسب با اين موضوع خواهند داشت، به همين دليل ممكن است تعدادي از قطعات معروف او امكان اجرا در تهران را نداشته باشند. كريس دي برگ برگزاري كنسرت در تهران را «اقدامي براي ايجاد تغيير» دانست و گفت از 1979 به بعد مردم دنيا درباره ايران صرفاً نكات منفي شنيده اند. در صورت برگزاري كنسرت آريان و كريس دي برگ براي نخستين بار بعد از انقلاب اسلامي خواهد بود كه يك خواننده معروف غربي در ايران كنسرت اجرا مي كند. همين نكته موضوع سوال ديگر خبرنگار «اعتماد» از كريس دي برگ بود كه از او پرسيد نگران نيست چنين اجراي خبرسازي باعث اتهام به او براي مطرح كردن نامش در دنيا و قرار گرفتن در صدر خبرها باشد، به ويژه كه او ديگر محبوبيت دهه هاي 80 و 90 را ندارد. دي برگ پاسخ داد اين بدبيني پيراموني را درك مي كند و اين كنسرت بخشي از آرزوي قديمي او بوده و حاصل فكر اين چند سال اخير نبوده است. ضمن آنكه اعتبارش را در گذشته كسب كرده و نيازي به خبرسازي هاي اينچنيني ندارد. كريس دي برگ البته زوال جريان موسيقي پاپي كه او اجرا مي كند را در كل جهان قبول كرد و گفت ورود كامپيوتر و دور شدن از احساسات دليل اين موضوع است. او جريان كپي غيرمجاز آثار موسيقايي در دنيا را هم در اين زمينه تاثيرگذار دانست.
نيلوفر لاريپور درباره رفتن شادمهر مي گويد - ميتوني يه ترانه بگي براي كساني كه از ايران رفتند و توي يه كشور ديگه زندگي ميكنند؟ يه ترانه كه با «مسافر خسته» شروع بشه؟ اين موضوع براي من كه هميشه به شعر و ترانه، نگاه عاشقانهاي داشتم، جالب بود. ترانهاي اجتماعي كه ميتوانست عاشقانه هم باشد. همان شب ترانه را گفتم، ترانهسادهاي كه طرح روايياش را دوست داشتم. داستان مسافري كه دليل رفتنش را نميدانست، اما ميرفت. مسافر خستهاي كه تمام عمر مسافر بود... جرقه ابتدايي ملودي، توسط «بهروز صفاريان» زده و در كمتر از يك هفته كار آماده شد. تصميم گرفتيم كه ترانه را براي پخش به شبكه جام جم ببريم، چرا كه اين شبكه براي ايرانيان مقيم خارج از كشور پخش ميشد، همانها كه بهانه ما براي ساخت اين ترانه بودند. ولي ناگهان تهيهكنندهاي پيدا شد و قرار شد كه اين ترانه و ترانههاي ديگر به صورت آلبوم به بازار بيايد. موضوع ترانه بعدي هم در همان روزها به ذهن قهرمان قصه ما رسيد: - ميتوني يه ترانه بگي كه به جوونا حالي كنه كه انقدر بهانه نگيرند و به فردا اميدوار باشند؟ ترانهاي كه بگه اينجا، جاي خوبيه براي زندگي! اين ايده هم شد ترانه «مشق سكوت» و اسفند سال 1377 آلبوم «مسافر» به بازار آمد. *** - يه فيلم سينمائيه، من توش بازي ميكنم، دو تا ترانه ميخواد (كه البته بعد شد سه تا) بايد زود بگي. - داستانش چيه؟ - فيلمنامه رو ميارم بخوني. درباره يه جوون خواننده و آهنگسازه كه اينجا بهش اجازه كار نميدن، تا اينكه بالاخره خسته ميشه و تصميم ميگيره بره لسآنجلس. - آخرش چي ميشه؟ - آخرش؟ هيچي، بالاخره بهش اجازه كار ميدن و پسره ميمونه. - چه داستان بيمزهاي! - اينجوريام نيست، بايد فيلمنامه رو بخوني. تهيهكننده سفارش دو ترانه داد. «آتيشبازي» و «پر پرواز» ساخته شده بود و فيلمبرداري هم تقريباً رو به پايان بود كه تصميم گرفتند ترانه ديگري به آن اضافه كنند: - فقط يه روز وقت داري كه ترانه رو بگي. - آخه درباره چي؟ براي كدوم قسمت فيلم؟ - يه ترانه عاشقانه، مثلث عشقي، سفر، رفتن، همين چيزا ديگه. و من در فرصت كمي كه داشتم ترانه «يه پنجره با يه قفس» را نوشتم. ترانهاي كه يقين دارم هيچ وقت از يادها نميرود. زمستان 1379 فيلم «پر پرواز» اكران شد. *** قصه ما از همان قصههاست كه دوست دارد واقعيت باشد، مثل زندگي. فقط پايان قصه را، آنطور كه دوست داريم مينويسيم. ولي زندگي، دست من و تو نيست. گاهي يك سلام، يك پلك به هم زدن، يك مكث كوتاه سرنوشتت را عوض ميكند. حالا حتماً خوشبختي! خوشبختتر از زماني كه اينجا بودي. كنسرت ميگذاري، كليپ ميسازي، مصاحبه ميكني، طرفدارانت هم كه بيشمارند. كافي است كسي در مصاحبهاي - مغرضانه يا بيغرض- از تو گله كند. آن وقت نامهها، تلفنها، كامنتها، وبلاگها، ايميلها و... طرف را ناك اوت ميكنند و من ته دلم خوشحال ميشوم كه اين مردم فراموشكار، هنوز مسافر خستهشان را از ياد نبردهاند. ولي با دلتنگيات چه ميكني؟ نگو كه دلتنگ نيستي، چرا كه نميتواني غمي كه اين روزها در ته چشمت موج ميزند را پنهان كني. انگار هنوز خو نگرفتهاي به درختاني كه هيچ وقت پشتشان قايمباشك بازي نكردهاي، پنجرههايي كه بوي قرمهسبزي آشپزخانه را به كوچه هديه نميكنند، كوچههايي كه در آن ها گم نشدهاي و خيابانهايي كه تو را به ياد هيچ كس نمياندازد. نميدانم، شايد اين منم كه اشتباه ميكنم، به قول شاعري كه نميشناسمش: شنيدهام كه رفتهاي بهار را ميان مرزهاي تازه جستوجو كني/ بهار را چنين خيال كن كه يافتي!/ تو جان خسته را چه ميكني؟ منبع : سايت خبرنگاران صلح
آيا باور مي كنيد كه اين خانم 56 سال سن داشته باشد.ايزابل پريسلر مطمئنا بايد رمز جواني و پير نشدن را بداند.ايزابل پريسلر در مانيل پايتخت فيليپين به دنيا آمد .او مادر پاپ استار بين المللي انريكه ايگلسياس مي باشد . ايزابل در 18 سالگي براي ادامه تحصيل نزد عمه و عمويش در مادريد فرستاده شد. او در كالج مري وارد مشغول به تحصيل در رشته حسابداري شد . در زمان تحصيل در يك پارتي به دوستي خانوادگي به نام خوليو ايگلسياس معرفي شد كه در آن زمان خواننده مشهوري نبود . آنها 7 ماه بعد رسما ازدواج كردند كه اين ازدواج هفت سال دوام داشت و در طي اين مدت اين زوج صاحب سه فرزند به نامهاي كابلي , خوليو ( جونيور ) و انريكه شدند.
زندگينامه ي گوگوش: خانم فائقه آتشين"گوگوش"در 18 بهمن 1331شمسي مطابق با 7 فوريه 1951 ميلادي (و به نقلي ديگر در سال 1328شمسي) در خيابان سرچشمه در جنوب تهران متولد شد. برخي نوشته اند كه پدر او صابر و مادرش فائزه از آذربايجاني هايي بودند كه از شوروي سابق مهاجرت كرده بودند اما برخي مي گويند پدر او اهل سراب تبريز بود كه به تهران آمد و ساكن شد. "گوگوش" كلمه اي است ارمني و نام مرد است مي گويند وقتي گوگوش خيلي كوچك بود يك خانواده ارمني همسايه آنها بودند كه پسري به نام گوگوش داشتند .خانم آتشين ،"گوگوش" از اين نام خوشش آمد و به عنوان نام هنري خود انتخاب كرد. پدر وي هنرمند و آكروبات بود و در تماشاخانه ها به حركات آكروباتيك مي پر داخت كه در آن روزگار بسيار پرطرفدار بود و مردم از برنامه هاي او استقبال مي كردند گوگوش خردسال نيز گاهي به پدر كمك مي كرد و از اين رو در دو سه سالگي روي صحنه رفتن را تجربه كرد. پدر گوگوش او را به هنر موسيقي و اجرا تشويق مي كرد آثار نبوغ و استعداد در همان كودكي در گوگوش هويدا بود و همه را به تحسين وا مي داشت. گوگوش از دوران خردسالي در راديو و تلويزيون هنرمندي مي كرد. ترانه هايي كه با صداي كودكانه و سيماي معصوم و زيبايش در برنامه هاي راديو و تلويزيون مي خواند بسيار دلنشين و پر طرفدار بود . زمان سپري شد و دوران نوجواني و جواني وي فرا رسيد .او دختري زيبا و خوش اندام بود و استعداد و نبوغ او در موسيقي و هنر با سالها تمرين و تجربه عجين شد و گوگوش را به يكي از محبوبترين خوانندگان تاريخ موسيقي ايران تبديل كرد و حتي اين شهرت و محبوبيت از ايران نيز پا فراتر گذاشت و در سر تاسر جهان به خصوص تاجيكستان نيز كشيده شد . برخي او را "شاه ماهي موسيقي ايران " ناميده اند. زندگي كمتر هنرمندي در تاريخ موسيقي ايران اين چنين افتخار آميز اما پر فراز و نشيب بوده است، مابقي زندگي هنري گوگوش و زنگي شخصي او را مانند گزارشي اراثه مي گردد. وي براي اولين بار با بهروز وثوقي بازيگر معروف و بار ديگر با مسعود كيميايي كارگردان مشهور ايراني ازدواج كرد و همچنين مادر خواننده جوان "كامبيز"است. گوگوش علاوه بر خوانندگي بازيگر توانايي بود ودر فيلمهاي مشهوري چون بيم و اميد گدايان تهران ستاره هفت آسمون سه ديوانه پنجره احساس داغ بي تا ممل امريكايي شب غريبان همسفر ماه عسل نازنين در امتداد شب امشب اشكي مي ريزد هنرمندي كرد. خوانندگي گوگوش دچار وقفه شد و در سال 1379 او دوباره در كانادا خوانندگي كرد. هنوز بخش مهمي از زندگي هنري گوگوش ناگفته باقي مانده و آن سبك و نقش او در موسيقي و خوانندگي است و تاثيري كه بردلها گذاشت. آفاي محمود خوشنام كارشناس موسيقي در اين مورد مي گويد: " گوگوش به يقين چهره ي استثنائي موسيقي پاپ ايران است. او تنها صداي خوش ندارد. دريافت شعر و آهنگ و تفسير سازگار آن ها از مهارت هاي ويژه ي او است. به جرات مي توان گفت كه در طي 40 سالي كه از حضور او بر صحنه ي مو سيقي پاپ ايران مي گذرد همتاي همسنگي پيدا نكرده است. آن ها نيز كه از او تقليد كرده اند در همان حد مقلد باقي مانده اند!" مرحوم محي الدين عالم پور نويسنده كتاب "روزگار تلخ و شيرين گوگوش"(شرح زندگي هنري و شخصي گوگوش )و كسي كه در دوران وقفه خوانندگي گوگوش از تاجيكستان به ايران امد و درباره زندگي اش با او مصاحبه كرد: "گوگوش خدمتش را در راه هنر انجام داد خيلي صادقانه از ته دل و صميمانه و بدون ريا.او مكتب هنري ويژه خود را ايجاد كرد تكميل نمود زيرا از سه سالگي روي صحنه بود آواز خواند نقش آفريد و روح مردم را با صداي دلنشينش نوازش داد و به دل و ديده مردم نشست.سعادت خودش وبهترين سالهاي زندگي اش را براي هنر قرباني كردو به قله مقصود رسيد بلي رسيد و اكنون بايد در اين قله پيروزي جاودان بماند"
Ahange Jadide Saeed Asayesh ( mesle gabli khooob nis ) Albate be nazare man Saeed Asayesh - Tala [128] [64] [24] Inam Albome Jadide Bita 06 To Ra Moroor Mikonam [128] [64] [24] 08 Delam Nemikhad Toro [128] [64] [24] 10 Mesle Man (Music) [128] [64] [24]
inbar ye Ahang vase dl mizaram ye gesmatish gadimie vali baagiash jadid ahang az gooooorooohe Farez ba Andio Crus omidvaram khosehtooooon biad makhsooosan ooonayi ke nilooofar esmeshoon ya Esme Doooosteshooon :D niloooOoOOOooofare
گفتگو با مسعود سعيدي خواننده RnB و پاپ در ادامه ی مطلب!!!!۱
مصاحبه با فريناز خواننده رپ گروه دخترانه انتقام
متاسفانه سوگند آلمانه و موقع مصاحبه با ما نبود. فريناز دختر شاد و پر از داستانيه. وقتي كه بيشتر و بيشتر تو بهر زندگيش رفتم، متوجه شدم كه زندگي پرماجرائي داره و از خيلي اتفاقات اطرافش تاثير گرفته. با اينكه چند ساليه از ايران دوره ولي ارتباطش رو با زبان فارسي حفظ كرده و به فارسي شعر ميگه (پدرش غلط گيري ميكنه البته گهگاهي) و براي موضوعات روز كه گرد دختراي ايراني مي چرخه شعر مينويسه و با سوگند رپ ميخونه. انتقام يه گروه جدي رپ دخترونه است و با اينكه چهار تا آهنگ بيشتر ندارن ولي خوب تونستن بين بچه هاي اينترنت گرد جا باز كنن. حالا بريم تو لابي هتل و باهاش حرف بزنيم (اين گفتگو يكماه پيش انجام شد) فريناز خوب هستي؟ مرسي تو اين شهري كه زندگي مي كني، "دنهاخ" توي هلند خبري نيست و خيلي ساكته، خودت از زندگي در اينجا چه احساسي داري؟ به اينجا عادت كردم. خودتو سريع معرفي مي كني؟ روی ادامه ی مطلب کلیک کنید { عکسهایی از فریناز }
حاشيه هاي جالب از كنسرت شجريان نشست خبري كنسرت محمدرضا شجريان با عنوان "استاد سخن سعدي" در حالي برگزار شد كه پسر بهجاي پدر سخن ميگفت. به گزارش خبرنگار بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، محمدرضا شجريان و گروه آوا، به نوازندگي مجيد درخشاني، محمد فيروزي، سيد فرجپوري، همايون شجريان و حسين رضايينيا، 8 و 9 و 11 و 12 و 14 و 15 مردادماه جاري، در تالار بزرگ كشور كنسرت موسيقي ايراني برگزار ميكنند. نشستي صبح امروز در محل مركز موسيقي دل آواز تدارك ديده شده بود، كه بدون حضور محمدرضا شجريان، عليرضا نوربخش توضيح داد برگزاري اين كنسرت از پيش برنامهريزي شده بود و به ناچار با تاخير چند روزهاي بهخاطر درگذشت مادر استاد شجريان برنامه را برگزار ميكنند. نوربخش افزود: محمدرضا شجريان به احترام مردم و مجموعهي عوامل هماهنگي اجراي برنامه را پذيرفته است. هميشه ارايهي بليت براي استاد شجريان، جنجال آفرين بوده، بسياري پشت درها ميماندند و رزرو بليت نيز در گذشته مشكلات خاص خود را داشته است. بنابراين از هشتم مردادماه جاري اين سري كنسرتها آغاز ميشود و هر دو شب كنسرت يك شب وقفه دارد. مدير عامل خانهي موسيقي با بيان اين مطلب كه خود شجريان راضي نيست كه زمينههاي تبليغي بر عهدهي وي باشد و بيشتر قايل است تبليغات حول گروه اجرايي باشد از همايون شجريان - خواننده و نوازندهي تنبك، مجيد درخشاني - تار، سعيد فرجپوري - كمانچه، محمد فيروزي - بربط و حسين رضايينيا - نوازندهي دف، بهعنوان اعضاي گروه آوا نام برد. وي تاكيد كرد: بليت صرفا از روي سايت و از طريق الكترونيك عرضه ميشود هيچ گيشهاي بليت نميفروشد و رزرو نيز نداريم. رفيعي، نمايندهي يك بانك خصوصي نيز عنوان كرد: ثبت مشخصات از فردا آغاز ميشود. اول مردادماه جاري نيز روز فروش بليت است كه از 10 صبح رسما آغاز ميشود. وي افزود: تا سقف سه بليت براي هر نفر در نظر گرفته شده و افراد تهراني چهار محل، اقديسه، صادقيه، شهرك غرب و چهارراه كالج براي دريافت بليت دارند. رفيعي انواع كارتهاي بانكي سامان، اقتصاد نوين، ملت و كشاورزي را قابل استفاده براي خريد اينترنتي اعلام كرد و افزود: بليت براي شهرستانيها از طريق sms و پست الكترونيك ارايه ميشود. نوربخش همچنين با اشاره به باغ هنر گفت: باغ هنر در مراحل ابتدايي است و حدود يك سوم هزينه آن پرداخت شده كه دو سوم آن باقي مانده است. وي افزود: كنسرت اخير به باغ بزرگ هنر هيچ ارتباطي ندارد و همچنين هزينه آن بالاي سه ميليارد است كه با چندين كنسرت هم نميتوان چنين مبلغي را به دست آورد. وي قيمت بليتها را 10 و 15 و 20 و 25 و 30 هزار تومان اعلام كرد و گفت: برگزاري كنسرتهاي مجزا مبني بر جدايي من از پدر نيست و همكاري ما كماكان ادامه دارد. همايون شجريان درباره كنسرت مردادماه توضيح داد: بخش اول در دستگاه ماهور اجرا ميشود با نام "سخن عشق" كه شامل تصنيفهايي از ساختههاي شجريان، درخشاني و فرجپوري است. قسمت دوم نيز در مايهي "افشاري" است كه در برگيرندهي قطعات بيكلام و چهار مضراب است. وي با بيان اينكه تمام كارها عموما كارهاي تازهاي هستند، گفت: بخش افشاري قبلا ضبط و تهيه شده كه در روز برگزاري كنسرت به بازار عرضه ميشود. همايون افزود: نام اين كنسرت "با استاد سخن سعدي" است كه اشعار همه از سعدي است به جز تصنيف "سرو چمان" كه از حافظ است يك تصنيف نيز ممكن است از مولانا برگزار شود يا خير. همايون شجريان در پاسخ به اينكه فكر نميكنيد با ارايهي آلبوم از مخاطبان كاسته شود، گفت: در سراسر دنيا اول آلبوم منتشر ميشود، بعد كنسرت برگزار ميشود. وي تصريح كرد: همين كنسرت چند ماه قبل در اروپا برگزار شد بعد از اين كنسرت هم احتمالا توري براي آمريكا تدارك ديده ميشود. وي درباره DVD تصويري كنسرت اضافه كرد: از طريق يكي از كارمندان با مجموعهي فيلمبرداري كه همكاري ميكرديم سوء استفاده قرار گرفت و در يكي از مسيرهاي رفت و آمد فيلم كپي از آن تهيه و منتشر شده است. ما در زمينهي كپيهاي غيرقانوني دستمان به هيچ جايي نميرسد. همايون شجريان در پاسخ به اين پرسش كه آيا به صورت مجزا نيز كنسرتي خواهد داشت، گفت: امسال يا سال ديگر اين كنسرتها را برگزار ميكنم، ولي مشخص نيست با چه گروههايي همكاري داشته باشم. همايون شجريان دربارهي گروه عبدالقادر مراغهيي و همكاري با محمدرضا درويشي گفت: صحبتي براي كنسرت نشده و قرار بود فقط ضبط شود، يعني سعي در عرضه اوليهي CD بود تا در مراحل بعدي دربارهي مسائل ديگر صحبت كنيم. وي كه اين كار را كاري متفاوت از فرم و لحن امروز ميخواند، آنرا متعلق به 600 سال گذشته دانست و گفت: 50 درصد آن تمام شده است كه براي امسال نه، اما براي سال آينده شايد به بازار بيايد. وي دربارهي حضور نداشتن داريوش پيرنياكان در گروه آوا گفت: گروهها هيچ گاه براي هميشه ثابت نميمانند بهعنوان مثال شايد براي كنسرت آمريكا من نتوانم گروه را همراهي كنم. همايون شجريان افزود: گروه آوا سالها فعاليت نميكرد و امسال فعاليت خود را دوباره از سر گرفته است. او در سايهي نام "محمدرضا شجريان" بودن را افتخاري براي خود دانست و گفت: امسال يا سال آينده كنسرتهايي مستقل خواهم داشت ولي با پدر روي صحنه بودن را ترجيح ميدهم. همايون مشكل كپي رايت را مربوط به موسيقي، سينما و ... دانست و تصريح كرد: آبي كه ريخته شد جمع نميشود و اغلب مردم CDهاي تقبلي را خريداري ميكنند. وي كه اميدوار بود اين گروه مدت زمان زيادي را با گروه آوا همكاري كنند اضافه كرد: هنرمندان هر كدام فعاليت گستردهاي دارند و همكاري نكردن با حسين عليزاده و كيهان كلهر به دليل مشغلههاي شخصي بوده است. در حال حاضر نيز مثلا سعيد فرجپوري با گروه دستان فعاليت دارد و زمان كمتري دارد. نوربخش دربارهي بازار سياه گفت: در نهايت راهكاري وجود ندارد، ما تنها ميتوانيم ضريب آسيب پذيري را به حداقل برسانيم. يكي از مشكلات عمده اين است كه افراد "منو"ها را كامل و درست نميخواهند. همايون شجريان نيز گفت: شش شب كنسرتي كه ما اجرا ميكنيم هم براي ما بسيار طاقتفرسا خواهد بود و هم دوست داريم پاسخگوي مردم بيشتري باشيم. نوربخش درباره دخالت ادارهي اماكن گفت: كلا مسوولين وزارت ارشاد و نيروي انتظامي مذاكراتي ميكنند كه مشكلي به وجود نيايد و انشاءالله چنين مشكلي را نداشته باشيم. وي برنامهي گروه "كامكارها" و "عليزاده و گروه هم آوايان" را برنامههاي بعدي خانهي موسيقي اعلام كرد. همايون شجريان هم به در نظر گرفتن جايگاه ويژه براي خبرنگاران اشاره ميكرد، گفت: هيچ عكاسي حق ندارد، دوربين به مراسم بياورد، مجموعهي عكاسي و فيلمبرداري داريم و در اختيار مطبوعات ميگذاريم. نوربخش دربارهي ممنوع بودن حضور عكاسان در برنامه گفت: برنامهي موسيقي تمركز، سكوت و سكون ميطلبد، حركت عكاسها موجب اخلال ميشود و متاسفانه در تالار كشور جايگاه ويژهاي براي عكاسها وجود ندارد. مدير عامل خانهي موسيقي، همچنين به تخصيص بليت به هنرمندان و اعضاي خانهي موسيقي اشاره كرد و گفت: تعدادي بليت براي اعضا در نظر گرفته شده كه با ارايه كارت عضويت و احراز هويت به آنها تعلق ميگيرد. محمدرضا شجريان، خود در اين نشست حضور نداشت كه پسرش دليل آن را شركت درمراسم شب هفت مادر، در مشهد عنوان كرد.
كنسرت شجريان در محاصره اينترنت دستيابي به بليت كنسرت گروه "آوا" به خوانندگي محمدرضا شجريان فقط با خريد الكترونيكي ( اينترنت) امكانپذير است. به گزارش خبرنگار مهر، مديراجرايي كنسرت گروه آوا به خوانندگي محمدرضا شجريان كه درروزهاي8,9,11,12,14,15 مردادماه برگزار مي شود ،ضمن بيان اين مطلب در نشست مطبوعاتي كه صبح امروزبرگزارشد گفت : به دليل مسائلي كه در نحوه فروش بليت درسال هاي گذشته به وجود آمده و براي جلوگيري از بازار سياه در نظر داريم اين بليت ها را تنها از طريق سايت اينترنتي www.delawaz.ir درسطح وسيع ارائه دهيم . حميدرضا نوربخش ، درباره شيوه خريد بليت از طريق اينترنت گفت : فروش بليت اينترنتي در دو مرحله انجام مي شود مرحله اول ثبت مشخصات فرد با استناد به كارت ملي و يا شناسنامه فرد هنگام دريافت بليت است كه اين مرحله از صبح روز دوشنبه اول مردادماه ساعت 10 صبح آغاز مي شود و مرحله دوم پرداخت وجه بليت ها است كه از طريق كارت هاي اعتباري بانك هاي سامان ، اقتصاد نوين ،كشاورزي و ملت در چهار نقطه تهران: اقدسيه ، صادقيه ، شهرك غرب و چهار راه كالج وبا مراجعه به شعب الكترونيكي بانك هاي مذكور ميسر مي شود و سرانه دريافت بليت براي هر فرد هم تنها سه عدد است. وي همچنين در اين نشست كه همايون شجريان خواننده و نوازنده تنبك و مومني ، كاظمي و رفيعي از همكاران ومديران فروش اينترنتي بليت كنسرت نيز حضورداشتند افزود : قيمت بليت هاي كنسرت استاد شجريان با توجه به ظرفيت و جايگاه هاي متفاوت سالن وزارت كشور10، 15، 20، 25 و 30 هزار تومان خواهد بود. همايون شجريان درادامه به شكل برگزاري كنسرت اشاره كرد و گفت : پدر به دليل اينكه امروز مراسم هفت مادرشان در مشهد بود نتوانست در اين جمع حاضر شودو من به نمايندگي از ايشان توضيحاتي را درباره شكل و محتواي كنسرت مي دهم. وي افزود:اين كنسرت كه قبلا در توراروپا اجراشده است با عنوان "استاد سخن سعدي " و در دو بخش اجرا مي شود؛ بخش نخست در دستگاه ماهوربا اجراي قطعاتي مانند"انتظار"، "سخن عشق"،"سرو چمان"وبخش دوم هم در دستگاه شورو آواز افشاري با قطعاتي ازساخته هاي پدرو آقايان فرجپوري و درخشاني اجرا مي شود. وي در پاسخ به سئوالي مبني بر اينكه آيا گمان نمي كند كه ادامه همكاري هاي او با پدر باعث شود كه هميشه در سايه استاد (محمدرضا شجريان) باقي بماند گفت : اولا من افتخار مي كنم كه در سايه ايشان كارمي كنم و به دليل همين ابراز علاقه است كه در كنار او مانده ام ضمن اينكه اين همكاري به معناي اين نيست كه به طور مستقل كار نكنم چراكه در نظردارم كنسرت هايي را به صورت مستقل هم انجام دهم اما به هر صورت از دركنار پدر بودن و همكاري با او احساس لذت مي كنم . وي درباره تداوم فعاليت هاي گروه موسيقي "آوا" گفت : براي ماندن آمديم و قرار است در كنار هم به فعاليت هاي خود ادامه دهيم ولي به هر صورت هر كسي مشكلات و برنامه هاي شخصي خودش را دارد در گذشته هم آقاي عليزاده و كلهر به دليل گرفتاري ها از گروه جدا شدند از طرف ديگر پدر هم فعاليت هاي شخصي خود را دنبال مي كرد. نوربخش در پاسخ به سئوالي مبني براينكه آيا اماكن براي برگزاري اين كنسرت پولي دريافت كرده يا خير گفت : تا حالا كه دراين باره صحبت نشده و پولي مطالبه نكردند اما مسئولان وزارت ارشاد با اداره اماكن مدت ها است كه در حال مذاكره هستند تااين مسئله را به نفع هنرمندان تمام كنند. در اين جلسه انتقاداتي در مورد مشكلات توزيع اينترنتي بليت و اينكه همه علاقه مندان امكان دسترسي به اينترنت را ندارند مطرح شد كه در نهايت پاسخ مشخص و معيني در پي نداشت. لازم به ذكر است مجيد درخشاني نوازنده تار،سعيد فرجپوري نوارنده كمانچه ، محمد فيروزي نوازنده بربط ، حسين رضايي نوازنده دف و همايون شجريان خواننده و نوازنده تنبك، محمدرضا شجريان را در برگزراي اين كنسرت همراهي مي كنند.
زندگي همه شاگردان شجريان محمدرضا شجريان" چندي پيش نسبت به سرنوشت آواز ايراني پس ازخود اظهار اميدواري كرد. اما شاگردان شجريان چند نفرند و كداميك تاكنون توانسته اين اميد را برآورده كند؟ قاسم رفعتي
24 ساعت از زندگي مهستي
* براي مهستي هم مثل بعضي ديگر از خواننده ها و هنرپيشه ها خوردن صبحانه مفهومي ندارد و خوردن غذايش به عنوان ناهار و شام در هر 24 ساعت در ساعت هاي 3 بعداز ظهر و 12 شب خلاصه مي شود
*مهستي در يك رژيم غذايي هميشگي به سر مي برد .غذايش اكثرا استيك (گوشت كاملا پخته ) مي باشد و بعد انواع و اقسام سوپ سبزي ، غذاهاي مورد علاقه مهستي يكي قورمه سبزي است و ديگري لوبيا پلو .
*ساعت هشت بعدازظهر هرشب كه مي شود آرايشگر مخصوص مهستي به خانه او مي آيد تا مدل موهاي او را به نوعي كه با لباسش نيز هماهنگي داشته باشد آرايش كند و اين كار بيش از يكساعت و نيم طول مي كشد .
*همه دوستان او
بيوگرافي مهستي (زاده ۲۵ آبان ۱۳۲۵ - درگذشت ۴ تير ۱۳۸۶) خواننده درگذشته موسيقي سنتي و پاپ ايراني و خواهر خوانندهٔ ايراني هايده است. نام اصلي او افتخار(خديجه) ددهبالا است. مهستي از خوانندگان موسيقي اصيل و همچنين پاپ ايراني است. وي در نوجواني استعدادش براي خوانندگي توسط پرويز ياحقي كشف شد. خواهر او نيز يكي از بزرگترين خوانندگان درگذشته موسيقي پاپ ايران يعني هايده است. هايده از مهستي بزرگتر بود، اما مهستي زودتر از خواهر خود پا در وادي هنر گذاشت. وي نام خود را از مهستي گنجوي شاعره ايراني وام گرفته بود. مهستي در روز دو شنبه چهارم تيرماه سال ۱۳۸۶ خورشيدي، در ساعات اوليه روز (۷:۵۲بامداد) و به علت بيماري سرطان روده بزرگ در كاليفرنيا چشم از جهان فرو بست از وي ۳۵ آلبوم برجاي ماندهاست مهستي از خوانندگان موسيقي اصيل و همچنين پاپ ايراني است. وي در نوجواني استعدادش براي خوانندگي توسط پرويز ياحقي كشف شد. خواهر او نيز يكي از بزرگترين خوانندگان درگذشته موسيقي پاپ ايران يعني هايده است. هايده از مهستي بزرگتر بود، اما مهستي زودتر از خواهر خود پا در وادي هنر گذاشت. وي نام خود را از مهستي گنجوي شاعره ايراني وام گرفته بود. مهستي در روز .....
|
About![]()
------------------------------------------ Archivesآذر 1388آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 Links
A.S.co
عمومی |