تبليغاتX
Black & White


















Black & White

برای تازه شدن دیر نیست

امروز متن آهنگ بسیار معروف متالیکا رو براتون میذارم

امیدوارم خوشتون بیاد:

Nothing else matters

So close no matter how far
Couldnt be much more from the heart
Forever trusting who we are
And nothing else matters

Never opened myself this way
Life is ours, we live it our way
All these words I dont just say
And nothing else matters

Trust I seek and I find in you
Every day for us something new
Open mind for a different view
And nothing else matters

Never cared for what they do
Never cared for what they know
But I know

So close no matter how far
Couldnt be much more from the heart
Forever trusting who we are
And nothing else matters

Never cared for what they do
Never cared for what they know
But I know

Never opened myself this way
Life is ours, we live it our way
All these words I dont just say
And nothing else matters

Trust I seek and I find in you
Every day for us something new
Open mind for a different view
And nothing else matters

Never cared for what they say
Never cared for games they play
Never cared for what they do
Never cared for what they know
And I know

So close no matter how far
Couldnt be much more from the heart
Forever trusting who we are
No nothing else matters

+نوشته شده در ساعت توسط farhood | |

سفر كريس دي برگ به ايران , روياي اجراي شب هاي تهران

سلام، صبح بخير، اسم من كريس دي برگ، فارسي من بد است. من بايد فارسي را بيشتر تمرين كنم.» اينها اولين جملات خواننده مشهور انگليسي تبار زاده آرژانتين و ساكن فعلي ايرلند است كه ديروز صبح در مواجهه با خبرنگاران ايراني و خارجي بيان كرد. كريس دي برگ كه از دوشنبه شب به منظور «آشنايي با مردم ايران و بررسي امكان اجراي يك كنسرت مشترك با گروه آريان» به تهران سفر كرده است ديروز مقابل خبرنگاران ايراني و خارجي مستقر در تهران قرار گرفت تا پاسخگوي سوالات آنها درباره سفرش به تهران، اجراي مشتركش با گروه آريان و امكان برگزاري كنسرت در ايران باشد. او در سراسر اين نشست رسانه يي بارها از علاقه اش به ايران و آرزوي سفر به اين كشور صحبت كرد و گفت كه از زمان كودكي روياي سفر به ايران و ديدار از اين سرزمين قديمي را داشته و حالا خوشحال است كه اين آرزو به وقوع پيوسته است. مسوولان شركت ترانه شرقي كه مديريت گروه آريان را بر عهده دارند مدت دو روز گذشته مقابل سوالات خبرنگاران درباره حضور كريس دي برگ در ايران سكوت و حتي آن را رد كرده بودند و ظاهراً در اين مدت قصد داشتند در سكوت خبري امكان مواجهه مستقيم دي برگ را با مردم عادي و ديدار از شهر تهران بدون جنجال هاي رسانه يي فراهم كنند. هر چند از چند روز قبل، حضور دي برگ در تهران براي بسياري قطعي شده بود اما ظاهراً به مانند ديگر چهره هاي فرهنگي و هنري مشهور جهان كنجكاوي و پيگيري هاي قبلي درباره قطعيت حضور او در ايران ميان خبرنگاران وجود نداشت. اين چنين بود كه در دو روز گذشته دي برگ فرصت داشت با خيال آسوده به «موزه ملي ايران» برود يا در «رستوران ياس» همراه مردم غذا بخورد و با استقبال آنها هم مواجه شود. اين نكات در صحبت هاي ديروز او هم منعكس شد، وقتي خبرنگاران از ديدارش از ايران و نظرش درباره آن سوال مي كردند و دي برگ تهران را از لس آنجلس و لندن امن تر معرفي مي كرد و مي گفت احساس حضور يك دولت قدرتمند و ناظر را ندارد. او درباره دلايل آمدنش به تهران و اجراي مشترك قطعه يي با گروه آريان با نام «The Words I love you» گفت؛ «من طرفدار بشريت هستم و وقايع را از ديد رسانه ها نگاه نمي كنم. سياست جدا از مردم است. بسياري قبل از آمدن به ايران مرا از اين سفر نهي مي كردند اما من به آنها مي گفتم شما براي ايجاد تغيير در شرايط فعلي چه كاري انجام مي دهيد. من براي مردم ايران به اين كشور آمده ام. همان طور كه پس از جنگ هاي داخلي لبنان هم به آن كشور سفر كردم.» او گفت مي داند طرفداران زيادي در ايران دارد و اين را از انبوه مراجعه كنندگان ايراني به سايتش و نامه هاي آنها فهميده است. محسن رجب پور مدير گروه آريان و ميزبان كريس دي برگ در سفر به ايران در اين نشست رسانه يي در مقابل سوالات انبوه خبرنگاران درباره احتمال برگزاري كنسرت دي برگ در تهران و اجازه مسوولان وزارت ارشاد توضيح داد كه ابتدا قصد داشتند كنسرت را همزمان با عرضه آلبوم جديد آريان كه در آن دي برگ قطعه يي را به طور مشترك با اين گروه اجرا كرده، برگزار كنند، اما انتشار آلبوم به تاخير افتاد و همين برگزاري كنسرت را هم در زمان پيش بيني شده بر هم زد. به گفته رجب پور بخشي از سفر دي برگ و مدير برنامه هايش براي بازديد از امكانات سالن ها و محل هاي مستعد تهران براي برگزاري كنسرت بوده و بعد از بازگشت دي برگ و مشخص شدن قطعي زمان كنسرت فعاليت ها براي اخذ مجوز آغاز خواهد شد. به گفته رجب پور زمان احتمالي برگزاري اين كنسرت در پاييز امسال (اكتبر و نوامبر 2008) خواهد بود و در آن گروه آريان و كريس دي برگ به طور جداگانه هشت قطعه را اجرا خواهند كرد و در بخش پاياني هم قطعات مشترك كريس دي برگ و گروه آريان اجرا خواهد شد. رجب پور در مقابل اين سوال خبرنگار اعتماد كه آيا نهاد يا شخص خاصي در راستاي سفر كريس دي برگ به تهران فعاليت يا توصيه يي داشتند، صرفاً مقامات مسوول در دفتر موسيقي وزارت ارشاد را به عنوان مقامات رسمي طرف مذاكره معرفي كرد و گفت اين افراد هم هيچ كدام توصيه يا فعاليتي در آوردن دي برگ به تهران نداشتند و وي صرفاً با دعوت شركت ترانه شرقي به تهران آمده است. او البته درباره احتمال صدور مجوز كنسرت، خبرنگاران را به صحبت محمدحسين احمدي مديركل دفتر موسيقي وزارت ارشاد با يكي از خبرنگاران در چند ماه پيش ارجاع داد كه در آن احمدي گفته بود مشكلي براي اجراي كنسرت كريس دي برگ با گروه آريان در ايران وجود ندارد. كريس دي برگ درباره دلايل همكاري با گروه آريان گفت بعد از دريافت پيام دعوت شركت ترانه شرقي براي همكاري به موسيقي آنها گوش داده و احساس كرده اين نوع موسيقي يك حوزه جديد در فعاليت هاي او خواهد بود. كريس دي برگ تاكيد كرد در مدت حضورش در تهران با موسيقي سنتي ايران هم در زمان ترافيك هاي سنگين شهري برخورد داشته و كارهايي از شجريان، عليزاده و كلهر را گوش داده و لذت برده است. او هنر موسيقي را منشاء رشد و نمو انسان در تمام مراحل زندگي دانست و گفت اجراي احتمالي كنسرتش در تهران يكي از شب هاي رويايي اش خواهد بود و ممكن است مانند ترانه هايي كه درباره شب هاي بيروت داشته درباره شب هاي تهران هم آهنگ بسازد. كريس دي برگ و رجب پور هر دو تاكيد كردند در كنسرت احتمالي شان رعايت قوانين و مقررات را خواهند كرد و اجرايي متناسب با اين موضوع خواهند داشت، به همين دليل ممكن است تعدادي از قطعات معروف او امكان اجرا در تهران را نداشته باشند. كريس دي برگ برگزاري كنسرت در تهران را «اقدامي براي ايجاد تغيير» دانست و گفت از 1979 به بعد مردم دنيا درباره ايران صرفاً نكات منفي شنيده اند. در صورت برگزاري كنسرت آريان و كريس دي برگ براي نخستين بار بعد از انقلاب اسلامي خواهد بود كه يك خواننده معروف غربي در ايران كنسرت اجرا مي كند. همين نكته موضوع سوال ديگر خبرنگار «اعتماد» از كريس دي برگ بود كه از او پرسيد نگران نيست چنين اجراي خبرسازي باعث اتهام به او براي مطرح كردن نامش در دنيا و قرار گرفتن در صدر خبرها باشد، به ويژه كه او ديگر محبوبيت دهه هاي 80 و 90 را ندارد. دي برگ پاسخ داد اين بدبيني پيراموني را درك مي كند و اين كنسرت بخشي از آرزوي قديمي او بوده و حاصل فكر اين چند سال اخير نبوده است. ضمن آنكه اعتبارش را در گذشته كسب كرده و نيازي به خبرسازي هاي اينچنيني ندارد. كريس دي برگ البته زوال جريان موسيقي پاپي كه او اجرا مي كند را در كل جهان قبول كرد و گفت ورود كامپيوتر و دور شدن از احساسات دليل اين موضوع است. او جريان كپي غيرمجاز آثار موسيقايي در دنيا را هم در اين زمينه تاثيرگذار دانست.
وي تصريح كرد؛ زماني كه من شروع به كار كردم با گيتار ساز مي زدم اما در حال حاضر مردم كامپيوتر را جايگزين ساز كرده اند و به همين دليل آن احساس خوب موسيقي كه از قلب انسان برمي آيد از بين رفته است. البته نظر شخصي من بر اين واقعيت است كه هنرمندان پاپ نمي توانند به تنهايي كار كنند بلكه سياستمداران نيز بايد كمك كنند. با وجود توضيحات مكرر كريس دي برگ و رجب پور درباره چگونگي حضور اين خواننده معروف در ايران باز هم عمده سوالات با نگاهي بدبينانه درباره دلايل اين اتفاق مطرح مي شد و همين موضوع در لحظاتي جو نشست را ملتهب كرد؛ زماني كه رجب پور با عصبانيت حضور اين هنرمند را افتخاري براي موسيقي پاپ كشور و زمينه يي براي شنيدن صدايي متفاوت از ايران به دنيا دانست. اين موضوع تا پايان جلسه هم ادامه داشت تا جايي كه جمله پاياني كريس دي برگ اين بود؛ «من سياستمدار نيستم، هنرمندم.» كريستوفر جان ديويسون ملقب به كريس دي برگ در 15 اكتبر سال 1948 در آرژانتين متولد شد. پدرش «چارلز ديويسون» ديپلمات انگليسي و مادرش «ماوي اميلي دي برگ» منشي ايرلندي بود. كودكي كريس دي برگ به خاطر شغل ديپلماتيك پدر به مسافرت و كسب تجربه در اين راه گذشت و به اين خاطر در كشورهاي مختلفي مثل مالت، نيجريه و زئير بزرگ شد. هنگامي كه 1² ساله بود خانواده اش به شهري در ايرلند رفتند؛ جايي كه هنوز هم كريس دي برگ با همسرش دايان و سه فرزندش رزانا، هوبي و مايكل زندگي مي كند. كريس نواختن گيتار را با روش سعي و خطا، يعني بدون هيچ نت از پيش نوشته شده يي ياد گرفت. نواختن موسيقي را از كار به عنوان گيتاريست در يك رستوران شروع كرد. در سال 1974 كريس با كمپاني M&A قرارداد امضا كرد و گروه سوپر ترمپ را در تور جديد ترين آلبومشان به نام «Crime of the Century» همراهي كرد. در اين زمان بود كه نامش را به كريس دي برگ تغيير داد و در سال 1975 آماده انتشار اولين آلبومش به نام

«Far Beyond These Castle... Walls» شد.اولين موفقيت بين المللي كريس در سال 1975 با آهنگ «Turning Round» كه بعدها به اسم «Flying» تغيير نام داد رقم خورد. اين آهنگ براي 17 هفته در صدر جدول بهترين ها در برزيل قرار گرفت و بيش از نيم ميليون نسخه از آن به فروش رفت. آلبوم بعدي كريس دي برگ به نام «Spanish Train & Other Stories» آهنگي به نام « Spaceman Came Travelling A» داشت كه در انگلستان جزء بهترين آهنگ هاي كريسمس شناخته شد. آلبوم هشتم كريس دي برگ شامل يكي از معروف ترين آهنگ هاي كريس به نام «High On Emotion» بود كه در آن زمان در ده كشور اروپايي به عنوان بهترين آهنگ شناخته شد. در سال 1986 آلبوم «Into The Light» را كه آهنگي به نام «The Lady In Red» داشت منتشر كرد. اين آهنگ در سراسر دنيا باعث شهرت كريس شد و در انگلستان و ²4 كشور ديگر به عنوان بهترين آهنگ شناخته شد، ولي در امريكا رتبه دوم را كسب كرد. درباره آهنگ جنجالي «The Lady In Red» شايعات بسياري رواج يافت كه كريس دي برگ اين آهنگ را براي پرنسس دايانا ساخته است.آلبوم بعدي كريس دي برگ به نام «Flying Colours» در سال 1988 منتشر شد. اين آلبوم پرفروش ترين آلبوم كريس دي برگ تا به حال بوده است. در طول 28 سال فعاليت، كريس دي برگ بيش از 200 جايزه طلايي و پلاتينيوم دريافت كرده است.كريس دي برگ تورها و كنسرت هاي زيادي در سراسر دنيا از جمله در آلمان، انگلستان، ايرلند، ژاپن، لبنان، كانادا، آفريقاي جنوبي، اروپاي شرقي، اروپاي مركزي و خاور دور اجرا كرده است.محبوبيت كريس دي برگ از نيمه دوم دهه 90 در اروپا و امريكا كاهش يافته اما او به واسطه سفر به كشورهاي خاورميانه و امريكاي لاتين در اين كشورها بسيار محبوب است آنچنان كه در يكي از آخرين آلبوم هاي او قطعه «شب هاي بيروت» وجود داشت كه در كشورهاي عربي با موفقيت بسيار زيادي مواجه شد.

+نوشته شده در ساعت توسط farhood | |

نيلوفر لاري‌پور درباره رفتن شادمهر مي گويد

نيلوفر لاري‌پور (ترانه سرا)- بعضي وقت‌ها آدم‌ها دوست دارند شبيه قهرمان‌هاي قصه‌ها شوند و بعضي وقت‌هاي ديگر، قصه‌ها دوست دارند آدم‌ها  را اسير خود كنند. قصه ما از يك روز گرم خرداد شروع شد. قرار بود به سفارش بنياد جانبازان كليپي براي تلويزيون بسازيم. با شعري در ستايش از جانباز و خاك ايران. فيلمنامه كليپ را من نوشته بودم و آهنگساز ترانه، قهرمان قصه ما بود. بحث روز، ترانه بود و تلويزيون؛ كه به تازگي چند كار متفاوت از خوانندگان جديد پخش كرده بود. قهرمان قصه ما طرح خوبي به ذهنش رسيده بود كه همان جا با ما در ميان گذاشت:

- مي‌توني يه ترانه بگي براي كساني كه از ايران رفتند و توي يه كشور ديگه زندگي مي‌كنند؟ يه ترانه كه با «مسافر خسته» شروع بشه؟

اين موضوع براي من كه هميشه به شعر و ترانه، نگاه عاشقانه‌اي داشتم، جالب بود. ترانه‌اي اجتماعي كه مي‌توانست عاشقانه هم باشد. همان شب ترانه را گفتم، ترانه‌ساده‌اي كه طرح روايي‌اش را دوست داشتم. داستان مسافري كه دليل رفتنش را نمي‌دانست، اما مي‌رفت. مسافر خسته‌اي كه تمام عمر مسافر بود...

جرقه ابتدايي ملودي، توسط «بهروز صفاريان» زده و در كمتر از يك هفته كار آماده شد. تصميم گرفتيم كه ترانه را براي پخش به شبكه جام جم ببريم، چرا كه اين شبكه براي ايرانيان مقيم خارج از كشور پخش مي‌شد، همان‌ها كه بهانه ما براي ساخت اين ترانه بودند. ولي ناگهان تهيه‌كننده‌اي پيدا شد و قرار شد كه اين ترانه و ترانه‌هاي ديگر به صورت آلبوم به بازار بيايد. موضوع ترانه بعدي هم در همان روزها به ذهن قهرمان قصه ما رسيد:

- مي‌توني يه ترانه بگي كه به جوونا حالي كنه كه انقدر بهانه نگيرند و به فردا اميدوار باشند؟ ترانه‌اي كه بگه اينجا، جاي خوبيه براي زندگي!

اين ايده هم شد ترانه «مشق سكوت» و اسفند سال 1377 آلبوم «مسافر» به بازار آمد.

 

 ***

-‌ يه فيلم سينمائيه، من توش بازي مي‌كنم، دو تا ترانه مي‌خواد (كه البته بعد شد سه تا) بايد زود بگي.

-‌ داستانش چيه؟

-‌ فيلمنامه رو ميارم بخوني. درباره يه جوون خواننده و آهنگسازه كه اينجا بهش اجازه كار نمي‌دن، تا اينكه بالاخره خسته مي‌شه و تصميم مي‌گيره بره لس‌آنجلس.

-‌ آخرش چي مي‌شه؟

-‌ آخرش؟ هيچي، بالاخره بهش اجازه كار مي‌دن و پسره مي‌مونه.

-‌ چه داستان بي‌مزه‌اي!

-‌ اينجوريام نيست، بايد فيلمنامه رو بخوني.

تهيه‌كننده سفارش دو ترانه داد. «آتيش‌بازي» و «پر پرواز» ساخته شده بود و فيلمبرداري هم تقريباً رو به پايان بود كه تصميم گرفتند ترانه ديگري به آن اضافه كنند:

-‌ فقط يه روز وقت داري كه ترانه رو بگي.

-‌ آخه درباره چي؟ براي كدوم قسمت فيلم؟

-‌ يه ترانه عاشقانه، مثلث عشقي، سفر، رفتن، همين چيزا ديگه.

و من در فرصت كمي كه داشتم ترانه «يه پنجره با يه قفس» را نوشتم. ترانه‌اي كه يقين دارم هيچ وقت از يادها نمي‌رود. زمستان 1379 فيلم «پر پرواز» اكران شد.

 

 ***

قصه ما از همان قصه‌هاست كه دوست دارد واقعيت باشد، مثل زندگي. فقط پايان قصه را، آنطور كه دوست داريم مي‌نويسيم. ولي زندگي، دست من و تو نيست. گاهي يك سلام، يك پلك به هم زدن، يك مكث كوتاه سرنوشتت را عوض مي‌كند. حالا حتماً خوشبختي! خوشبخت‌تر از زماني كه اينجا بودي. كنسرت مي‌گذاري، كليپ مي‌سازي، مصاحبه مي‌كني، طرفدارانت هم كه بي‌شمارند. كافي است كسي در مصاحبه‌اي - مغرضانه يا بي‌غرض- از تو گله‌ كند. آن وقت نامه‌ها، تلفن‌ها، كامنت‌ها، وبلاگ‌ها، اي‌ميل‌ها و... طرف را ناك اوت مي‌كنند و من ته دلم خوشحال مي‌شوم كه اين مردم فراموشكار، هنوز مسافر خسته‌شان را از ياد نبرده‌اند.

ولي با دلتنگي‌ات چه مي‌كني؟ نگو كه دلتنگ نيستي،‌ چرا كه نمي‌تواني غمي كه اين روزها در ته چشمت موج مي‌زند را پنهان كني. انگار هنوز خو نگرفته‌اي به درختاني كه هيچ وقت پشتشان قايم‌باشك بازي نكرده‌اي، پنجره‌هايي كه بوي قرمه‌سبزي آشپزخانه را به كوچه هديه نمي‌كنند، كوچه‌هايي كه در آن ها گم نشده‌اي و خيابان‌هايي كه تو را به ياد هيچ كس نمي‌اندازد.

نمي‌دانم، شايد اين منم كه اشتباه مي‌كنم، به قول شاعري كه نمي‌شناسمش:

شنيده‌ام كه رفته‌اي بهار را ميان مرزهاي تازه جست‌وجو كني/ بهار را چنين خيال كن كه يافتي!/ تو جان خسته را چه مي‌كني؟

منبع : سايت خبرنگاران صلح

+نوشته شده در ساعت توسط farhood | |

 

 

آيا باور مي كنيد كه اين خانم 56 سال سن داشته باشد.ايزابل پريسلر مطمئنا بايد رمز جواني و پير نشدن را بداند.ايزابل پريسلر در مانيل پايتخت فيليپين به دنيا آمد .او مادر پاپ استار  بين المللي انريكه ايگلسياس مي باشد . ايزابل در 18 سالگي براي ادامه تحصيل نزد عمه و عمويش در مادريد فرستاده شد. او در كالج مري وارد مشغول به تحصيل در رشته حسابداري شد . در زمان تحصيل در يك پارتي به دوستي خانوادگي به نام خوليو ايگلسياس معرفي شد كه در آن زمان خواننده مشهوري نبود . آنها 7 ماه بعد رسما ازدواج كردند كه اين ازدواج هفت سال دوام داشت و در طي اين مدت اين زوج صاحب سه فرزند به نامهاي كابلي , خوليو ( جونيور ) و انريكه شدند.

+نوشته شده در ساعت توسط farhood | |

زندگينامه ي گوگوش:

خانم فائقه آتشين"گوگوش"در 18 بهمن 1331شمسي مطابق با 7 فوريه 1951 ميلادي (و به نقلي ديگر در سال 1328شمسي) در خيابان سرچشمه در جنوب تهران متولد شد.

 برخي نوشته اند كه پدر او صابر و مادرش فائزه از آذربايجاني هايي بودند كه از شوروي سابق مهاجرت كرده بودند اما برخي مي گويند پدر او اهل سراب تبريز بود كه به تهران آمد و ساكن شد.

"گوگوش" كلمه اي است ارمني و نام مرد است مي گويند وقتي گوگوش خيلي كوچك بود يك خانواده ارمني همسايه آنها بودند كه پسري به نام گوگوش داشتند .خانم آتشين ،"گوگوش" از اين نام خوشش آمد و به عنوان نام هنري خود انتخاب كرد.

پدر وي هنرمند و آكروبات بود و در تماشاخانه ها به حركات آكروباتيك مي پر داخت كه در آن روزگار بسيار پرطرفدار بود و مردم از برنامه هاي او استقبال مي كردند گوگوش خردسال نيز گاهي به پدر كمك مي كرد و از اين رو در دو سه سالگي روي صحنه رفتن را تجربه كرد.

پدر گوگوش او را به هنر موسيقي و اجرا تشويق مي كرد

آثار نبوغ و استعداد در همان كودكي در گوگوش هويدا بود و همه را به تحسين وا مي داشت.

گوگوش از دوران خردسالي در راديو و تلويزيون هنرمندي مي كرد.

ترانه هايي كه با صداي كودكانه و سيماي معصوم و زيبايش در برنامه هاي راديو و تلويزيون مي خواند بسيار دلنشين و پر طرفدار بود .

زمان سپري شد و دوران نوجواني و جواني وي فرا رسيد .او دختري زيبا و خوش اندام بود و استعداد و نبوغ او در موسيقي و هنر با سالها تمرين و تجربه عجين شد و گوگوش را به يكي از محبوبترين خوانندگان تاريخ موسيقي ايران تبديل كرد و حتي اين شهرت و محبوبيت از ايران نيز پا فراتر گذاشت و در سر تاسر جهان به خصوص تاجيكستان نيز كشيده شد .

برخي او را "شاه ماهي موسيقي ايران " ناميده اند.

زندگي كمتر هنرمندي در تاريخ موسيقي ايران اين چنين افتخار آميز اما پر فراز و نشيب بوده است،

مابقي زندگي هنري گوگوش و زنگي شخصي او را مانند گزارشي اراثه مي گردد.

 وي براي اولين بار با بهروز وثوقي بازيگر معروف و بار ديگر با مسعود كيميايي كارگردان مشهور ايراني ازدواج كرد و همچنين مادر خواننده جوان "كامبيز"است.

گوگوش علاوه بر خوانندگي بازيگر توانايي بود ودر فيلمهاي مشهوري چون

بيم و اميد

گدايان تهران

ستاره هفت آسمون

سه ديوانه

پنجره

احساس داغ

بي تا

ممل امريكايي

شب غريبان

همسفر

ماه عسل

نازنين

در امتداد شب

امشب اشكي مي ريزد

هنرمندي كرد.

 خوانندگي گوگوش دچار وقفه شد و در سال 1379 او دوباره در كانادا خوانندگي كرد.

هنوز بخش مهمي از زندگي هنري گوگوش ناگفته باقي مانده و آن سبك و نقش او در موسيقي و خوانندگي است و تاثيري كه بردلها گذاشت.

 آفاي محمود خوشنام كارشناس موسيقي در اين مورد مي گويد: " گوگوش به يقين چهره ي استثنائي موسيقي پاپ ايران است. او تنها صداي خوش ندارد. دريافت شعر و آهنگ و تفسير سازگار آن ها از مهارت هاي ويژه ي او است. به جرات مي توان گفت كه در طي 40 سالي كه از حضور او بر صحنه ي مو سيقي پاپ ايران مي گذرد همتاي همسنگي پيدا نكرده است. آن ها نيز كه از او تقليد كرده اند در همان حد مقلد باقي مانده اند!"

مرحوم محي الدين عالم پور نويسنده كتاب "روزگار تلخ و شيرين گوگوش"(شرح زندگي هنري و شخصي گوگوش )و كسي كه در دوران وقفه خوانندگي گوگوش از تاجيكستان به ايران امد و درباره زندگي اش با او مصاحبه كرد:

 "گوگوش خدمتش را در راه هنر انجام داد خيلي صادقانه از ته دل و صميمانه و بدون ريا.او مكتب هنري ويژه خود را ايجاد كرد تكميل نمود زيرا از سه سالگي روي صحنه بود آواز خواند نقش آفريد و روح مردم را با صداي دلنشينش نوازش داد و به دل و ديده مردم نشست.سعادت خودش وبهترين سالهاي زندگي اش را براي هنر قرباني كردو به قله مقصود رسيد بلي رسيد و اكنون بايد در اين قله پيروزي جاودان بماند"

 

+نوشته شده در ساعت توسط farhood | |

 

 

Ahange Jadide Saeed Asayesh   ( mesle gabli khooob nis  )    Albate be nazare man

 

Saeed Asayesh - Tala   [128] [64] [24]       

 

Inam  Albome  Jadide  Bita   

 

01 Mesle Man   [128] [64] [24]

02 Yadam Raft   [128] [64] [24]

03 Gonah   [128] [64] [24]

04 Shekayat   [128] [64] [24]

05 Hads Bezan   [128] [64] [24]

06 To Ra Moroor Mikonam   [128] [64] [24]

07 Parastesh   [128] [64] [24]

08 Delam Nemikhad Toro   [128] [64] [24]

09 Nafas   [128] [64] [24]

10 Mesle Man (Music)   [128] [64] [24]

                         

+نوشته شده در ساعت توسط farhood | |

                     
                          
 
 
 
           صحنه با ماشين تصادف كردن هیفاء وهبي خواننده ي مشهور عرب 

+نوشته شده در ساعت توسط farhood | |

inbar ye Ahang vase dl mizaram  ye gesmatish gadimie vali   baagiash jadid  ahang az gooooorooohe  Farez ba Andio Crus omidvaram  khosehtooooon biad makhsooosan ooonayi ke nilooofar esmeshoon ya  Esme  Doooosteshooon :D  niloooOoOOOooofare 

 

03 - Niloufar (Feat. Andy & Korous) [24Kps] [128Kps]

+نوشته شده در ساعت توسط farhood | |

گفتگو با مسعود سعيدي خواننده RnB و پاپ

 

در ادامه ی مطلب!!!!۱


ادامه مطلب

+نوشته شده در ساعت توسط farhood | |

مصاحبه با فريناز خواننده رپ گروه دخترانه انتقام

برخلاف اسم ترسناك "انتقام" وقتي كه فريناز رو تو هلند ملاقات كردم، ديدم كه چقدر دختر پر احساس و جالبيه. با اينكه تمام قرار مدارهاي عكاس و فيلمبردارمون انجام نشد ولي تونستيم با دوربين جديدش چند تا عكس مبتدي بگيريم.

فريناز


متاسفانه سوگند آلمانه و موقع مصاحبه با ما نبود. فريناز دختر شاد و پر از داستانيه. وقتي كه بيشتر و بيشتر تو بهر زندگيش رفتم، متوجه شدم كه زندگي پرماجرائي داره و از خيلي اتفاقات اطرافش تاثير گرفته. با اينكه چند ساليه از ايران دوره ولي ارتباطش رو با زبان فارسي حفظ كرده و به فارسي شعر ميگه (پدرش غلط گيري ميكنه البته گهگاهي) و براي موضوعات روز كه گرد دختراي ايراني مي چرخه شعر مينويسه و با سوگند رپ ميخونه.

انتقام يه گروه جدي رپ دخترونه است و با اينكه چهار تا آهنگ بيشتر ندارن ولي خوب تونستن بين بچه هاي اينترنت گرد جا باز كنن. حالا بريم تو لابي هتل و باهاش حرف بزنيم (اين گفتگو يكماه پيش انجام شد)

فريناز خوب هستي؟

مرسي

تو اين شهري كه زندگي مي كني، "دنهاخ" توي هلند خبري نيست و خيلي ساكته، خودت از زندگي در اينجا چه احساسي داري؟

به اينجا عادت كردم.

خودتو سريع معرفي مي كني؟

 

روی ادامه ی مطلب کلیک کنید { عکسهایی از فریناز }


ادامه مطلب

+نوشته شده در ساعت توسط farhood | |

حاشيه هاي جالب از كنسرت شجريان

 

 

نشست خبري كنسرت محمدرضا شجريان با عنوان "استاد سخن سعدي" در حالي برگزار شد كه پسر به‌جاي پدر سخن مي‌گفت. به گزارش خبرنگار بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، محمدرضا شجريان و گروه آوا، به نوازندگي مجيد درخشاني، محمد فيروزي، سيد فرج‌پوري، همايون شجريان و حسين رضايي‌نيا، 8 و 9 و 11 و 12 و 14 و 15 مردادماه جاري، در تالار بزرگ كشور كنسرت موسيقي ايراني برگزار مي‌كنند.

نشستي صبح امروز در محل مركز موسيقي دل آواز تدارك ديده شده بود، كه بدون حضور محمدرضا شجريان، عليرضا نوربخش توضيح داد برگزاري اين كنسرت از پيش برنامه‌ريزي شده بود و به ناچار با تاخير چند روزه‌اي به‌خاطر درگذشت مادر استاد شجريان برنامه را برگزار مي‌كنند.


پيش‌گيري از جنجال؛ پيش‌فروش اينترنتي

نوربخش افزود: محمدرضا شجريان به احترام مردم و مجموعه‌ي عوامل هماهنگي اجراي برنامه را پذيرفته است. هميشه ارايه‌ي بليت براي استاد شجريان، جنجال آفرين بوده، ‌بسياري پشت درها مي‌ماندند و رزرو بليت نيز در گذشته مشكلات خاص خود را داشته است. بنابراين از هشتم مردادماه جاري اين سري كنسرت‌ها آغاز مي‌شود و هر دو شب كنسرت يك شب وقفه دارد.

مدير عامل خانه‌ي موسيقي با بيان اين مطلب كه خود شجريان راضي نيست كه زمينه‌هاي تبليغي بر عهده‌ي وي باشد و بيشتر قايل است تبليغات حول گروه اجرايي باشد از همايون شجريان - خواننده و نوازنده‌ي تنبك، مجيد درخشاني - تار، سعيد فرج‌پوري - كمانچه، محمد فيروزي - بربط و حسين رضايي‌نيا - نوازنده‌ي دف، به‌عنوان اعضاي گروه آوا نام برد.

وي تاكيد كرد: بليت صرفا از روي سايت و از طريق الكترونيك عرضه مي‌شود هيچ گيشه‌اي بليت نمي‌فروشد و رزرو نيز نداريم.

رفيعي، نماينده‌ي يك بانك خصوصي نيز عنوان كرد:‌ ثبت مشخصات از فردا آغاز مي‌شود. اول مردادماه جاري نيز روز فروش بليت است كه از 10 صبح رسما آغاز مي‌شود.

وي افزود: تا سقف سه بليت براي هر نفر در نظر گرفته شده و افراد تهراني چهار محل، اقديسه، صادقيه، شهرك غرب و چهارراه كالج براي دريافت بليت دارند.

رفيعي انواع كارت‌هاي بانكي سامان، اقتصاد نوين، ملت و كشاورزي را قابل استفاده براي خريد اينترنتي اعلام كرد و افزود: بليت براي شهرستاني‌ها از طريق sms و پست الكترونيك ارايه مي‌شود.


كنسرت به باغ هنر ربطي ندارد

نوربخش همچنين با اشاره به باغ هنر گفت: باغ هنر در مراحل ابتدايي است و حدود يك سوم هزينه آن پرداخت شده كه دو سوم آن باقي مانده است.

وي افزود: كنسرت اخير به باغ بزرگ هنر هيچ ارتباطي ندارد و همچنين هزينه آن بالاي سه ميليارد است كه با چندين كنسرت هم نمي‌توان چنين مبلغي را به دست آورد.


تقسيم بليت براي طبقات مختلف‌ و جدايي پسر از پدر

وي قيمت بليت‌ها را 10 و 15 و 20 و 25 و 30 هزار تومان اعلام كرد و گفت: برگزاري كنسرت‌هاي مجزا مبني بر جدايي من از پدر نيست و همكاري ما كماكان ادامه دارد.

همايون شجريان درباره كنسرت مردادماه توضيح داد: بخش اول در دستگاه ماهور اجرا مي‌شود با نام "سخن عشق" كه شامل تصنيف‌هايي از ساخته‌هاي شجريان، درخشاني و فرج‌پوري است. قسمت دوم نيز در مايه‌ي "افشاري" است كه در برگيرنده‌ي قطعات بي‌كلام و چهار مضراب است.

وي با بيان اينكه تمام كارها عموما كارهاي تازه‌اي هستند، گفت: بخش افشاري قبلا ضبط و تهيه شده كه در روز برگزاري كنسرت به بازار عرضه مي‌شود.

همايون افزود: نام اين كنسرت "با استاد سخن سعدي" است كه اشعار همه از سعدي است به جز تصنيف "سرو چمان" كه از حافظ است يك تصنيف نيز ممكن است از مولانا برگزار شود يا خير.

همايون شجريان در پاسخ به اينكه فكر نمي‌كنيد با ارايه‌ي آلبوم از مخاطبان كاسته شود، ‌گفت: در سراسر دنيا اول آلبوم منتشر مي‌شود، بعد كنسرت برگزار مي‌شود.


بعد از اروپا احتمالا اجرا در آمريكا

وي تصريح كرد: همين كنسرت چند ماه قبل در اروپا برگزار شد بعد از اين كنسرت هم احتمالا توري براي آمريكا تدارك ديده مي‌شود.

وي درباره DVD تصويري كنسرت اضافه كرد: از طريق يكي از كارمندان با مجموعه‌ي فيلمبرداري كه همكاري مي‌كرديم سوء استفاده قرار گرفت و در يكي از مسيرهاي رفت و آمد فيلم كپي از آن تهيه و منتشر شده است. ما در زمينه‌ي كپي‌هاي غيرقانوني دستمان به هيچ جايي نمي‌رسد.


همكاري همايون با گروه عبدالقادر مراغه‌يي و درويشي

همايون شجريان در پاسخ به اين پرسش كه آيا به صورت مجزا نيز كنسرتي خواهد داشت، گفت: امسال يا سال ديگر اين كنسرت‌ها را برگزار مي‌كنم، ولي مشخص نيست با چه گروه‌هايي همكاري داشته باشم.

همايون شجريان درباره‌ي گروه عبدالقادر مراغه‌يي و همكاري با محمدرضا درويشي گفت: صحبتي براي كنسرت نشده و قرار بود فقط ضبط شود، يعني سعي در عرضه اوليه‌ي CD بود تا در مراحل بعدي درباره‌ي مسائل ديگر صحبت كنيم.

وي كه اين كار را كاري متفاوت از فرم و لحن امروز مي‌خواند، آنرا متعلق به 600 سال گذشته دانست و گفت: 50 درصد آن تمام شده است كه براي امسال نه، اما براي سال آينده شايد به بازار بيايد.


جاي خالي پيرنياكان

وي درباره‌ي حضور نداشتن داريوش پيرنياكان در گروه آوا گفت: گروه‌ها هيچ گاه براي هميشه ثابت نمي‌مانند به‌عنوان مثال شايد براي كنسرت آمريكا من نتوانم گروه را همراهي كنم.

همايون شجريان افزود: گروه آوا سال‌ها فعاليت نمي‌كرد و امسال فعاليت خود را دوباره از سر گرفته است.


كنسرت‌هاي مستقل همايون از پدر

او در سايه‌ي نام "محمدرضا شجريان" بودن را افتخاري براي خود ‌دانست و گفت: امسال يا سال آينده كنسرت‌هايي مستقل خواهم داشت ولي با پدر روي صحنه بودن را ترجيح مي‌دهم.

همايون مشكل كپي رايت را مربوط به موسيقي،‌ سينما و ... دانست و تصريح كرد: آبي كه ريخته شد جمع نمي‌شود و اغلب مردم CD‌هاي تقبلي را خريداري مي‌كنند.

وي كه اميدوار بود اين گروه مدت زمان زيادي را با گروه آوا همكاري كنند اضافه كرد: هنرمندان هر كدام فعاليت گسترده‌اي دارند و همكاري نكردن با حسين عليزاده و كيهان كلهر به دليل مشغله‌هاي شخصي بوده است. در حال حاضر نيز مثلا سعيد فرج‌پوري با گروه دستان فعاليت دارد و زمان كمتري دارد.


بازارسياه شجريان

نوربخش درباره‌ي بازار سياه گفت: در نهايت راهكاري وجود ندارد، ما تنها مي‌توانيم ضريب آسيب پذيري را به حداقل برسانيم. يكي از مشكلات عمده اين است كه افراد "منو"‌ها را كامل و درست نمي‌خواهند.

همايون شجريان نيز گفت: شش شب كنسرتي كه ما اجرا مي‌كنيم هم براي ما بسيار طاقت‌فرسا خواهد بود و هم دوست داريم پاسخگوي مردم بيشتري باشيم.

نوربخش درباره دخالت اداره‌ي اماكن گفت: كلا مسوولين وزارت ارشاد و نيروي انتظامي مذاكراتي مي‌كنند كه مشكلي به وجود نيايد و ان‌شاء‌الله چنين مشكلي را نداشته باشيم.


كوتاه از برنامه‌هاي ديگر؛ كامكارها، عليزاده و ...

وي برنامه‌ي گروه "كامكارها" و "عليزاده و گروه هم آوايان" را برنامه‌هاي بعدي خانه‌ي موسيقي اعلام كرد.


عكاسي ممنوع است!

همايون شجريان هم به در نظر گرفتن جايگاه ويژه براي خبرنگاران اشاره مي‌كرد، گفت: هيچ عكاسي حق ندارد، دوربين به مراسم بياورد، مجموعه‌ي عكاسي و فيلمبرداري داريم و در اختيار مطبوعات مي‌گذاريم.

نوربخش درباره‌ي ممنوع بودن حضور عكاسان در برنامه گفت: برنامه‌ي موسيقي تمركز، سكوت و سكون مي‌طلبد، حركت عكاس‌ها موجب اخلال مي‌شود و متاسفانه در تالار كشور جايگاه ويژه‌اي براي عكاس‌ها وجود ندارد.

مدير عامل خانه‌ي موسيقي، همچنين به تخصيص بليت به هنرمندان و اعضاي خانه‌ي موسيقي اشاره كرد و گفت: تعدادي بليت براي اعضا در نظر گرفته شده كه با ارايه كارت عضويت و احراز هويت به آنها تعلق مي‌گيرد.

محمدرضا شجريان، خود در اين نشست حضور نداشت كه پسرش دليل آن را شركت درمراسم شب هفت مادر، در مشهد عنوان كرد.

+نوشته شده در ساعت توسط farhood | |

كنسرت شجريان در محاصره اينترنت

 

 

 

دستيابي به بليت كنسرت گروه "آوا" به خوانندگي محمدرضا شجريان فقط با خريد الكترونيكي ( اينترنت) امكانپذير است.

به گزارش خبرنگار مهر، مديراجرايي كنسرت گروه آوا به خوانندگي محمدرضا شجريان كه درروزهاي8,9,11,12,14,15  مردادماه برگزار مي شود ،ضمن بيان اين مطلب در نشست مطبوعاتي كه صبح امروزبرگزارشد گفت : به دليل مسائلي كه در نحوه فروش بليت درسال هاي گذشته به وجود آمده و براي جلوگيري از بازار سياه در نظر داريم  اين بليت ها را تنها از طريق سايت اينترنتي www.delawaz.ir درسطح وسيع ارائه دهيم .

حميدرضا نوربخش ، درباره شيوه خريد بليت از طريق اينترنت گفت : فروش بليت اينترنتي در دو مرحله انجام مي شود مرحله اول ثبت مشخصات فرد با استناد به كارت ملي و يا شناسنامه فرد هنگام دريافت بليت است كه اين مرحله از صبح روز دوشنبه اول مردادماه ساعت 10 صبح آغاز مي شود و مرحله دوم پرداخت وجه بليت ها است كه از طريق كارت هاي اعتباري بانك هاي سامان ، اقتصاد نوين ،كشاورزي و ملت  در چهار نقطه تهران: اقدسيه ، صادقيه ، شهرك غرب و چهار راه كالج وبا مراجعه به شعب الكترونيكي بانك هاي مذكور ميسر مي شود و سرانه دريافت بليت براي هر فرد هم تنها سه عدد است.

وي همچنين در اين نشست كه همايون شجريان خواننده و نوازنده تنبك و مومني ، كاظمي و رفيعي از همكاران ومديران فروش اينترنتي بليت كنسرت نيز حضورداشتند افزود : قيمت بليت هاي كنسرت استاد شجريان با توجه به ظرفيت و جايگاه هاي متفاوت سالن وزارت كشور10، 15، 20، 25 و 30 هزار تومان خواهد بود.

همايون شجريان درادامه به شكل برگزاري كنسرت اشاره كرد و گفت : پدر به دليل اينكه امروز مراسم هفت مادرشان در مشهد بود نتوانست در اين جمع حاضر شودو من به نمايندگي از ايشان توضيحاتي را درباره شكل و محتواي كنسرت مي دهم.

وي افزود:اين كنسرت كه قبلا در توراروپا اجراشده است با عنوان "استاد سخن سعدي " و در دو بخش اجرا مي شود؛ بخش نخست در دستگاه ماهوربا اجراي قطعاتي مانند"انتظار"، "سخن عشق"،"سرو چمان"وبخش دوم هم در دستگاه شورو آواز افشاري با قطعاتي ازساخته هاي پدرو آقايان فرجپوري و درخشاني  اجرا مي شود.

وي در پاسخ به سئوالي مبني بر اينكه آيا گمان نمي كند كه ادامه همكاري هاي او با پدر باعث شود كه هميشه در سايه استاد (محمدرضا شجريان) باقي بماند گفت : اولا من افتخار مي كنم كه در سايه ايشان كارمي كنم و به دليل همين ابراز علاقه است كه در كنار او مانده ام ضمن اينكه اين همكاري به معناي اين نيست كه به طور مستقل كار نكنم چراكه در نظردارم كنسرت هايي را به صورت مستقل هم انجام دهم اما به هر صورت از دركنار پدر بودن و همكاري با او احساس لذت مي كنم .

وي درباره تداوم فعاليت هاي گروه موسيقي "آوا" گفت : براي ماندن آمديم و قرار است در كنار هم به فعاليت هاي خود ادامه دهيم  ولي به هر صورت هر كسي مشكلات و برنامه هاي شخصي خودش را دارد در گذشته هم آقاي عليزاده و كلهر به دليل گرفتاري ها از گروه جدا شدند از طرف ديگر پدر هم فعاليت هاي شخصي خود را دنبال مي كرد.

نوربخش در پاسخ به سئوالي مبني براينكه آيا اماكن براي برگزاري اين كنسرت پولي دريافت كرده يا خير گفت : تا حالا كه دراين باره صحبت نشده و پولي مطالبه نكردند اما مسئولان وزارت ارشاد با اداره اماكن مدت ها است كه در حال مذاكره هستند تااين مسئله را به نفع هنرمندان تمام كنند.  

در اين جلسه انتقاداتي در مورد مشكلات توزيع اينترنتي بليت و اينكه همه علاقه مندان امكان دسترسي به اينترنت را ندارند مطرح شد كه در نهايت پاسخ مشخص و معيني در پي نداشت.

لازم به ذكر است مجيد درخشاني نوازنده تار،سعيد فرجپوري نوارنده كمانچه ، محمد فيروزي نوازنده بربط ، حسين رضايي نوازنده دف و همايون شجريان خواننده  و نوازنده تنبك، محمدرضا شجريان را در برگزراي اين كنسرت همراهي مي كنند.   

+نوشته شده در ساعت توسط farhood | |

زندگي همه شاگردان شجريان

 

 

محمدرضا شجريان" چندي پيش نسبت به سرنوشت آواز ايراني پس ازخود اظهار اميدواري كرد. اما شاگردان شجريان چند نفرند و كداميك تاكنون توانسته اين اميد را برآورده كند؟

به جرات مي‌توان گفت صداي شجريان طي3دهه گذشته نماينده بي بديل آواز اصيل ايراني نزد ايرانيان بوده است. هرچند پرشمارند كساني كه غير مستقيم از اين استاد آواز ايراني تاثير گرفته‌اند يا حتي كاملا از صداي او تقليد مي‌كنند اما با اين حال تعداد كمتري توفيق آموزش مستقيم از وي را يافته‌اند.
شجريان خود گفته است : اصلا شاگردان من زماني كسي خواهند شد كه از شجريان تمرد كنند. اگر از شجريان گذر نكنند همان تكرار من هستند. من بارها گفته‌ام كه اگر شاگردان من موسيقي را در سطح من اجرا كنند، به اين معناست كه موسيقي درجا زده است. آنها بايد چند گام از من جلوتر باشند. شاگردان اگر تكرار استاد باشند، موسيقي در جا زده است.
از ميان شاگردان مستقيم شجريان مي توان به اسامي معروفي چون حسام الدين سراج، مظفر شفيعي، قاسم رفعتي، همايون شجريان، زنده‌ياد ايرج بسطامي، محسن كرامتي، علي جهاندار، حميد نوربخش و عليرضا قرباني اشاره كرد.
شهرام ناظري، علي رضا افتخاري و علي رستميان نيز مدتي نزد او بر روي رديف هاي آوازي كار كرده اند.
گزارش زير از مصاحبه‌ها و اطلاعات موجود در شبكه اينترنت فراهم آمده است.

حسام الدين سراج
----------------------
در سال 1337 در شهر اصفهان در خانواده اي صاحب ذوق ديده به جهان گشود. بزرگترين مشوق وي در تحصيل علم و هنر مرحوم پدرش بود . وي بر علوم قديمه و ادبيات احاطه داشت و از صداي خوش آهنگي برخوردار بود و با اساتيد ادب و هنر نظير استاد جلال الدين همائي , استاد تاج اصفهاني , استاد حسن كسائي و ..... حشر و نشر داشت , به همين جهت فضائي مستعد براي تربيت فرزندانش فراهم آورده بود.
سراج موسيقي را با آموختن تنبك از سيزده سالگي آغاز كرده , سپس سنتور را در اصفهان نزد استاد ساغري آموخته و براي تكميل آن از اساتيدي چون فرامرز پايور , رضا شفيعيان و پشنگ كامكار بهره جسته است . در زمينه آواز از محضر مرحوم استاد محمود كريمي و استاد محمدرضا شجريان استفاده كرده است . در حال حاضر هم به اغتنام فرصت از محضر ايشان اساتيد موسيقي و تحقيق در شيوه قدما بهره مي برد. شاگردي و تعلم را بالاترين توفيق زندگي خود مي داند و به همين لحاظ به موازات آموزش موسيقي تحصلات خود را در رشته معماري و شهر سازي در دانشگاه شهيد بهشتي ادامه داده و موفق به اخذ فوق ليسانس معماري شده است .
در برخي از آثار كه باصداي او شنيده ايم مانند (باغ ارغوان , شرح فراق , بي نشان , آئينه رو , نرگس مست , ماه نو و ..... ) آهنگسازي را نيز به عهده داشته است .
تحقيقاتي در باب زيبائي شناسي هنر و معماري و تطبيقث وجوه اشتراك هنرها دارد كه بصورت رساله نهائي دانشگاهي ارائه شده و بعضا" به صورت مقاله در مجلات فرهنگي , هنري به چاپ رسيده است.
آثار موسيقي كه تاكنون از او منتشر شده است عبارتند از :
نينوا , باغ ارغوان , وصل مستان , شمس الضحي , ياد يار , آفاق عشق ( خسرو شيرين , ليلي مجنون ) , طريقت عشق , شرح فراق , آئينه رو , دل آرا , بي نشان , نگاه آسماني , نرگس مست , بوي بهشت , شهر آشنائي , روياي وصل , وداع , عشق و مستي , نازنين يار , ماه نو و آئينه و آه و ... .
تا كنون كنسرت هاي موسيقي موفقي در كشورهاي فرانسه , انگلستان , سوئيس , هلند , آلمان , يونان , اسپانيا , چين , تركيه , كره , كانادا , آمريكا , و روسيه داشته است .
در فرازي از يكي از مصاحبه هاي هنري چنين اظهار ميدارد : من خود را شاگرد كوچك مدارج نخستين آستان هنر مي دانم و اميدوارم تا آخر عمر خاك پاي اساتيد عارف و عاشق اين ديار سرمه چشم من باشد.


علي جهاندار
----------------------
او خواننده كم كاري است كه در سال 1327 در روستاى شمام رودبار به دنيا آمد. با توجه به علاقه اش به موسيقي، به دليل نبود امكانات در زادگاهش فقط مي توانست با تقليد از موسيقي هاي پخش شده به خواندن بپردازد. وي مدتي بعد در استان خوزستان، به اداره فرهنگ و هنر وقت در اهواز مراجعه و از سال1348 با گروه فرهنگ و هنر اهواز همكارى كرد و از سال 54 از طريق كاست هاى شجريان به تمرين شيوه او پرداخت و از سال 62 نزد شجريان رفت و به صورت مداوم تا سال 71از آموزه هاى او استفاده كرد. مدتي بعد نيز با استاد حسن كسايي آشنا شد و اجراهاي مشتركي با استاد شجريان در برخي كشورها داشته است.
جهاندار فقط آلبوم "صبح مشتاقان" و "نقش پندار" را منتشر كرد كه فروش متوسطي داشت .
هر چند گوشه هايي از هنرنمايي پرويز مشكاتيان در آهنگسازي "صبح مشتاقان" به چشم مي خورد اما تقليد صرف و منحصر به فرد جهاندار از شجريان، به نظر كارشناسان لطمه شديدي به اين اثر زده است. شايد مخاطبان سخت گير موسيقي اصيل ايراني به اين باور اعتقاد داشته اند كه اگر بنا باشد اجرا‌هاي شجريان توسط كس ديگري مو به مو تقليد شود، همان بهتر كه به خود شجريان گوش دهند نه كس ديگر. به هر حال عليرغم علاقه شديد اين شاگرد به استاد و كم كاري وي در انتشار اثر، جهاندار را تا كنون در انتهاي فهرست ادامه دهندگان راه شجريان قرار داده است.

مظفر شفيعي
----------------
گفته مي‌شود شجريان تاكنون بارها از شفيعي به عنوان يكي از شاگردان برگزيده خود نام برده است. او متولد 1331 كاشان است، پس از فرا گرفتن مقدمات آواز ايراني نزد پدرش در سال 1353 نزد استاد اسماعيل مهرتاش راه يافت. در سال 1359 و پس از درگذشت مهرتاش، نزدمحمدرضا شجريان رفت و طي چند سال تا دوره عالي پيش رفت.
شفيعي درحال حاضر به تدريس و اجراي آواز مشغول است. او تاكنون كنسرت هايي در فرانسه و ايتاليا برگزار كرده است.
شفيعي معتقد است جنس و بافت و همه چيز صداي شجريان مخصوص خود اوست؛ مثل هر كسي ديگر كه بايد چنين باشد. اما با كمال تعجب اكثرا مي خواهند شبيه شجريان باشند يا بگويند شاگرد او هستيم...چون همه مي خواهند مانند استاد شجريان باشند.
او مي‌گويد: وقتي شخص مي خواهد كاري ارائه كند از صداي خودش دور مي شود و هيچ صدايي به دل تو نمي چسبد! اصلا گرمايي در صداها وجود ندارد. هيچ صداي شاخصي موجود نيست كه تو را تكان بدهد و نكته جديدي در آن باشد. صداهايي مثل بنان، قوامي، خوانساري، گلپايگاني و ايرج هم بودند و شجريان هم در كنار اينها حضور داشت. اينها همه خودشان بودند. كسي از كسي تقليد نمي كرد!

ايرج بسطامي
----------------------
ايرج بسطامي در اول آذرسال 1336 در شهر بم كوچه باغ جعفري، منزل پدري و جد پدري كه قدمت 120 ساله داشت متولد شد. وي از 5 سالگي به خواندن آواز علاقه داشت و هر يك از اعضاء خانواده از جد پدري گرفته تا پدر بزرگ و پدر در زمينه خواندن آواز و نواختن سازهاي مختلف تجربه داشتند.
او در كنار آنها با اصول موسيقي آشنا شد. سپس به فراگيري دستگاه‌هاي موسيقي نزد پدر خود پرداخت و از سنين نوجواني تحت تعليم عمويش ( يداله بسطامي ) قرار گرفت كه به رهبري وي گروهي با همكاري برادران بسطامي ايجاد شد كه در راديو و تلويزيون آن زمان و اردوهاي رامسر اجراي برنامه داشتند.
بعد از فوت يداله بسطامي، ايرج براي فراگيري آواز و رديف‌هاي آوازي نزد استاد شجريان آمد و با وجود مشكلات و مسافت راه به عشق فراگيري آواز، رنج رفت و برگشت بم ، تهران را به جان مي خريد.
بسطامي پس از چندي اتاقي در محله پامنار تهران اجاره كرد. به دليل وقايع انقلاب تمرين‌هاي آواز براي او بسيار دشوار بود. اما وي تا آنجا كه مي توانست به اين تمرين‌ها ادامه داد.
بعد از تعليمات استاد شجريان، عصر يك روز شنبه، در منزل وي با پرويز مشكاتيان آشنا و نزد ايشان به فراگيري تلفيق شعر و موسيقي پرداخت و اولين نوار خود را كه افشاري مركب بود با همكاري مشكاتيان به جامعه هنري عرضه داشت.
ايرج بسطامي در سن 40 سالگي به اوج فعاليت هنري خود رسيد و در طول چهارده سال فعاليت هنري خود يازده كاست به جاي گذاشت.
او به دور از جنجال و هياهوي هنري در شهرستان بم و استان كرمان به تدريس آواز و سرپرستي خانواده برادر مرحومش ( نصرت‌الله بسطامي ) پرداخت (‌ كه تنها بازمانده اين خانواده پس از فاجعه بم دختري است به نام « خاطره » )
ايرج بسطامي در عين حال كه از صداي رسا، پر وسعت و مستقل برخوردار بود. شخصيت و هويت آوازي منحصر به خود داشت به اين سبب آواز او تنها به خودش شبيه بود. بدين ترتيب مرحوم بسطامي تنها شاگرد شجريان بود كه عليرغم درس گرفتن از استاد با صداي منحصر به فردش بي هيچ شباهتي به صداي استاد، مي‌خواند. با ادامه حيات او چهره‌اي ماندگار در موسيقي اصيل ايراني خلق مي‌شد.

همايون شجريان و سينا سرلك
------------------------------------
بدون شك شبيه‌ترين صداها به صداي محمدرضا شجريان از آن فرزندش همايون است و همين امر شايد باعث شود ديگران شبيه خواني در مورد شجريان را وا نهند!
شجريان در مصاحبه دو ساعته اي با شبكه جهاني جام جم از همايون و "سينا سرلك" به عنوان تنها كساني كه از سنين پايين نزد او مراحل آموزش را طي كرده‌اند ياد كرده است. سرلك از 12 سالگي و همايون از 10سالگي مراحل صداسازي و تكنيك هاي صدا و حنجره را آموزش ديده‌اند.
همايون شجريان متولد 31 اردي بهشت سال 1354 است . از كودكي به تشخيص پدرش تنبك را نزد استاد ناصر فرهنگفر و بعدها استاد جمشيد محبي آموخت ، گرچه بعدها در هنرستان موسيقي كمانچه را به عنوان ساز تخصصي انتخاب كرد و در خارج از هنرستان نزد اردشير كامكار به يادگيري آن پرداخت .
همايون شجريان را دوستداران و علاقه مندان موسيقي ايراني و علي الخصوص موسيقي خاص استاد شجريان از پيش تر ها مي شناختند . به عبارتي نام همايون براي آنان كه آثار و آوازهاي استاد محمدرضا شجريان را پيگيري مي كردند غريبه نبود . همايون در آلبوم آهنگ وفا با پدر همخواني هايي در برخي ابيات كرده بود و البته تمبك نيز زد . در خلال سال هاي 75 تا 79 و به خصوص در كنسرت هاي خارج از كشور استاد محمدرضا شجريان ، مشتاقان آواي استاد ، جواني را در كنار استاد ديده بودند كه تنبك مي زند و گاهي برخي ابيات را مي خواند.
در اردي بهشت ماه 1382آلبوم " نسيم وصل " كه اولين آلبوم مستقل همايون شجريان بود به بازار موسيقي كشور عرضه شد. بعدها دومين آلبوم او يعني " ناشكيبا " در 31 اردي بهشت سال 1383 به بازار عرضه شد .اما سومين آلبوم وي ، " شوق دوست " ، در اسفند ماه 83 خود را به بازار موسيقي معرفي كرد. نقش خيال " نيز در مهرماه 1384 بار ديگر نام او را بر سر زبانها انداخت.
همايون در اولين مصاحبه عمرش با روزنامه جام جم ، بيان كرده بود كه بسيار نگران اين است كه نتواند از زير سايه نام پدر بيرون بيايد . به عبارت ديگر او ضمن اينكه نهايت احترام را براي پدر قائل است اما دوست ندارد كوچكترين حركت او با يك استاد با سابقه پنجاه سال آواز خواني و مركب خواني كه در ذهن و حافظه مردم چهره اي ملي است مقايسه شود.

محسن كرامتي
-------------------
متولد 1326 درتهران است. فارغ‌التحصيل رشته نقاشي از دانشگاه تهران، خطاط، مترجم بيش از چهل عنوان كتاب و مؤلف فرهنگ اصطلاحات هنرهاي تجسمي و بالاخره يك خواننده پركار و محقق در موسيقي ايراني است. سالهاست كه به تدريس روايت و شيوه آوازي اولين و تنها معلم موسيقي مستقيمش، استاد شجريان مشغول است.
امكانات صوتي و صداي خاص كرامتي و وسعت بسيار خوب محدوده صوتي‌اش، امكان تقليد از ظلّي، شجريان، و بنان را در دوره جواني و آغاز آشنايي با موسيقي ايراني برايش فراهم مي‌كرد. اولين كار رسمي او، اجراي آواز چهارگاه در كاست صبحگاهي به سرپرستي و آهنگسازي حسين محمد عليزاده است. اين همكاري به صورت مستمر در گروه هم آوايان و اجراي كنسرتها ادامه پيدا مي‌كند. آوازهاي پنجه دشتي، دلدار، و... از اوست. تنظيم و اجراي رديف ميرزاعبدالله به صورت آوازي و با كلام گذاري وي از ديگر آثار اوست كه در حوزه رديف موسيقي ايراني يك كار نوع و بديع است.

حميدرضا نوربخش
-------------------------
نوربخش را در سال‌هاي ابتدايي دهه هفتاد، استاد فرامرز پايور و گروهش به دوستداران موسيقي معرفي كردند. خيلي‌ها او را شجريان آينده مي‌ناميدند.
او اگر چه در اندك زماني توانست نام خود را به فهرست كم‌تعداد شاگردان تأييد شده قديمي استاد شجريان اضافه كند؛ اما در سال‌هاي بعد با ورود پي‌درپي خوانندگان جواني كه همه آن‌ها به شيوه شجريان مي‌خواندند؛ به يكي از ده‌ها خواننده اين مكتب تبديل شد.
با اين وجود در دوره جديد نيز «حميدرضا نوربخش» به صورتي ديگر نام خود را- حداقل در ميان اهل فن- مطرح كرد. او اينك از معدود مدرسان دوره صداسازي به شمار مي‌رود.
صداسازي دوره پيش نياز آواز و رديف آوازي است كه قدمت تدريس آن به شكلي كه مدنظر نوربخش- دست پرورده استاد شجريان- است؛ به زحمت به يك دهه مي‌رسد.
اين دوره آموزشي در وضعيت اخيرش محل مناقشه و بحث‌هاي فراواني ميان كارشناسان موسيقي و آواز بوده است. موافقان صداسازي آن را لازمه فراگيري رديف و توليد صداي مطلوب مي‌دانند.
در مقابل اكثر مخالفان، بدون آن كه با اصل صداسازي مخالف باشند، معتقدند كه اولاً صداسازي همواره به نوعي در دوره‌هاي آموزشي آواز وجود داشته و ثانياً بيشتر خوانندگان قديمي ضمن داشتن صداهاي مستقل به خوبي و با كمترين نقص آواز مي‌خوانده‌اند.
نوربخش درباره خودش مي گويد: من تا قبل از 18 سالگي تحت تاثير تاج بودم و چون تاج با پدرم موانست داشت بسيار به آواز و شخصيت تاج علاقمند بودم، بنابرين به شيوه ي او كاملا واقفم اما با حضور خدمت استاد شجريان بطور كامل شيوه ام تغيير يافت.
حميدرضا نوربخش در آبانماه سال 1344 در خانواده اي كه علم و دانش و ذوق و هنر تنها ميراث ماندگار و مستمر نياكانش بود ، در شهر قم ديده به جهان گشود. برخوردار بودن از نعمت پدري كه خود با مكاتب آوازي قدما آشنايي كامل و با آخرين بازمانده آنان ، مرحوم استاد تاج اصفهاني ارتباطي وثيق و صميميتي پايدار داشت ، نوربخش را از هنرجويان بلاواسطه مكتب آوازي تاج قرار داد. وي گذشته از تحصيلات دانشگاهي در رشته حقوق ، سالها در ادبيات فارسي و عرب در محضر فرهيختگان و اساتيد صنايع بديعي عروض ، قافيه و معاني بيان ، كسب كمال كرده است. درك حضور تنها يادگار خاندان موسيقي ، مرحوم استاد احمد عبادي ، از توفيقاتي است كه وي را شامل گرديد. آنگونه كه در چهار سال پاياني عمر استاد عبادي ، نوربخش با حضوري مستمر در محضر ايشان گذشته از نكته آموزي ، شديدا مورد توجه و علاقه خاص ايشان قرار گرفت. آنچنان كه استاد عبادي بارها در مجالس و محافل هنري ، نوربخش را از اميدهاي آينده آواز ايران عنوان مي كرد. همزمان با تحصيلات دانشگاهي موهبت شاگردي در محضر استاد بزرگ آواز ايران محمدرضا شجريان از فرصتهاي مغتنمي بود كه نصيب نوربخش گرديد و پس از گذشت سالها اين ارتباط علمي و آموزشي همچنان برقرار است. كاست پرده عشاق در قالب كاري از استاد فرامرز پايور و كنسرت گروه عارف با آهنگسازي استاد پرويز مشكاتيان ، كارهاي منتشر شده از نوربخش مي باشد. وي همچنين دو سال رياست هنرستان موسيقي پسران را عهده دار بوده است.

قاسم رفعتي
---------------
سال 1324 خورشيدي در شهر تهران به دنيا آمد و هنوز بيش از دوازده بهار از عمرش نگذشته بود كه شروع به خواندن و فراگيري علم موسيقي كرد. او در ابتدا نزد استاد مسعود حسنخاني رفت و مدت چهار سال به رمز و راز و فراگيري گوشه‌ها و مقام‌هاي آواز ايراني پرداخت و به واسطه هوش خدادي و استعدادي كه داشت به سرعت، بسياري از گوشه‌هاي موسيقي ايراني را آموخت و بعد نزد استاد محمود كريمي معلم و مربي آواز رفت و حدود هفت سال هم از مكتب اين استاد بزرگ بهره‌ور شد.
به هر حال قاسم رفعتي با داشتن صداي خداداي و هوش سرشار و استفاده از مكتب هنرمندان، در سال 1324 فعاليت‌هاي خود را در برنامه "شما و راديو" آغاز كرد و سپس در برنامه‌هاي متعدد راديو و تلويزيون شركت كرد و همكاري‌هاي او تا به الان نيز ادامه داشته است.
قاسم رفعتي هنرمندي حساس و از خانواده‌اي با دانش و فرهنگ است به طوري كه خود بسياري از اشعار ديوان شعرا را از حفظ دارد و جدش مرحوم حاج محمد صادق متخلص به (رفعت سمناني) است كه صاحب ديوان شعر مي‌باشد و پدر او نيز از صداي شيوايي برخوردار بوده است.
وي از سال 1359 به بعد به نزد محمدرضا شجريان رفت و به تحقيقات در زمينه دوره عالي آواز پرداخت. قاسم رفعتي آثار متعددي را اجرا كرده است كه سازنده آنها هنرمنداني چون: همايون خرم - حسين يوسف زماني - حسن يوسف زماني - مهيار فيروز بخت - حسين فرهاد پور - محمد عبدالصمدي - بيلگلري پور و شهريار فر يوسفي و ... بوده‌اند.
از آثار وي مي‌توان "سحرگهان" كه سالهاي بسياري ميهمان سفره اسحار و عجين با لحظه مناجات و اجابت دعاست را نام برد .
سحرگهان حكايت آوازي است كه خواب غفلت، مومنان را فرا نگيرد. اين آواز خوش كه با صوت موذن خوش لهجه رنگي الهي مي‌گيرد، از اين رو هميشه شنيدني است كه دلي پرسوز و نوايي عاشق آنرا زمزمه كرده است.

+نوشته شده در ساعت توسط farhood | |

 

۲۴ ساعت از زندگي مهستي (بمناسبت درگذشت او )

24 ساعت از زندگي مهستي

* براي مهستي هم مثل بعضي ديگر از خواننده ها و هنرپيشه ها خوردن صبحانه مفهومي ندارد و خوردن غذايش به عنوان ناهار و شام در هر 24 ساعت در ساعت هاي 3 بعداز ظهر و 12 شب خلاصه مي شود

*مهستي در يك رژيم غذايي هميشگي به سر مي برد .غذايش اكثرا استيك (گوشت كاملا پخته ) مي باشد و بعد انواع و اقسام سوپ سبزي ، غذاهاي مورد علاقه مهستي يكي قورمه سبزي است و ديگري لوبيا پلو .

*ساعت هشت بعدازظهر هرشب كه مي شود آرايشگر مخصوص مهستي به خانه او مي آيد تا مدل موهاي او را به نوعي كه با لباسش نيز هماهنگي داشته باشد آرايش كند و اين كار بيش از يكساعت و نيم طول مي كشد .

*همه دوستان او


ادامه مطلب

+نوشته شده در ساعت توسط farhood | |

بيوگرافي

 

 

مهستي (زاده ۲۵ آبان ۱۳۲۵ - درگذشت ۴ تير ۱۳۸۶) خواننده درگذشته موسيقي سنتي و پاپ ايراني و خواهر خوانندهٔ ايراني هايده است. نام اصلي او افتخار(خديجه) دده‌بالا است.

مهستي از خوانندگان موسيقي اصيل و همچنين پاپ ايراني است. وي در نوجواني استعدادش براي خوانندگي توسط پرويز ياحقي كشف شد. خواهر او نيز يكي از بزرگ‌ترين خوانندگان درگذشته موسيقي پاپ ايران يعني هايده است. هايده از مهستي بزرگتر بود، اما مهستي زودتر از خواهر خود پا در وادي هنر گذاشت. وي نام خود را از مهستي گنجوي شاعره ايراني وام گرفته بود.

مهستي در روز دو شنبه چهارم تيرماه سال ۱۳۸۶ خورشيدي، در ساعات اوليه روز (۷:۵۲بامداد) و به علت بيماري سرطان روده بزرگ در كاليفرنيا چشم از جهان فرو بست از وي ۳۵ آلبوم برجاي مانده‌است

 درباره وي

مهستي از خوانندگان موسيقي اصيل و همچنين پاپ ايراني است. وي در نوجواني استعدادش براي خوانندگي توسط پرويز ياحقي كشف شد. خواهر او نيز يكي از بزرگ‌ترين خوانندگان درگذشته موسيقي پاپ ايران يعني هايده است. هايده از مهستي بزرگتر بود، اما مهستي زودتر از خواهر خود پا در وادي هنر گذاشت. وي نام خود را از مهستي گنجوي شاعره ايراني وام گرفته بود.

مهستي در روز .....


ادامه مطلب

+نوشته شده در ساعت توسط farhood | |